اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٨١
و از نورشان برگرفتيد، رهبرى شده و پيروز در دنيا و ديگر سرا.
آنان ميان مردم از كبريت احمر كميابترند، زيورشان خموشى دراز است و نهان داشتن راز، نماز و زكات و حج و روزه، همدردى با برادران در توانگرى و درويشى، آنست زيورشان و دوستيشان، چه خوشا بر آنان و چه سرانجام خوبى، آنان وارثان فردوسند، در آن جاويدانند، و نمونه آنان در بهشت چون فردوس است در ميان بهشتها.
آنانند كه در دوزخ دنبال آنها گردند، و در بهشت شادمانند، و اينست كه اهل دوزخ گويند: (٦٢- ص) ما را چه شده كه نبينيم مردانى را كه ميشمرديم آنان را از بدان آنان در چشمشان اشرار مردم بودند، و خدا از مقام آنها پرده بالا برد تا آنان را بينند، افسوس خورند از آنان در دوزخ و گويند (اى كاش ما برگشتيم ٢٧- الانعام) و مانند آنها بوديم كه آنان نيكان بودند و ما بدان، و آنست حسرت دوزخيان.
بيان: انكار زمين و آسمان از اينست كه در آن آثار غريبى بينند كه از آن پيش نديدند.
زندگانى نهانى دارند، و زير زمينى از ترس مردم يا ناهماهنگى با آنان در روش زندگانى، و از اين رو آواره باشند و از جايى بجاى ديگر روند و راهى ديگر گيرند جز راههاى شوسه تا مردم آنها را نشناسند و از روش آنها بركنار مانند و جز شستشو با آب عطرى بكار نزنند و بهمان شستن تن و غسل اكتفا كنند.
تنهاشان رنجديده است از طاعت و ترك شهوت، و در سختى است از انجام عبادت و تحمل شدائد (از قاموس لغت آورده).
مردم سخن آنها باور ندارند زيرا بآنها بدگمانند و آنها را زبون شمارند ...
٥٥- كافى: بسندش از امام صادق ٧ كه همانا مؤمن آنكه چون خشمد خشمش او را از حق بدر نبرد، و چون پسندد پسندش او را بباطل نكشاند، و چون توانا شود نگيرد بيش از آنچه از او باشد.