اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٦٣
دنياداريست و بسا پس از آن كه فرمود ٦ هر كه مقصد بزرگتر خود را آخرت ساخت خدا او را خاطر جمع كند، و دنيا در برش آيد بينى بخاك ماليده و ناكام ...
١٧- گامهاشان را شب براى عبادت در صف كنند، و قرآن را با ترتيل بخوانند تا فرموده- گوشهاشان- كه اشاره است بفرمانگزار گران نفوس سركش خود بعبادات و كاوش قرآن عزيز در خواندن آن، و نهايت شمرده خواندن براى فهم مقاصد آن، و اندوه خوردن از ذكر وعيدها و تهديدها هم كاوشى است براى درمان دردهاشان.
و چون مايه دردشان همان نادانى است و رذيلههاى ديگر در عمل درمان نادانى دانش است، و درمان هر صفت بدى بدست آوردن فضيلتى است كه ضد آنست، و با خواندن قرآن و كاوش آن با اندوه خورى از تهديد خدا دنياپرستى را درمان كند، و درمانش همان دانش است كه درمان نادانيست، و هر فضيلت كه قرآن بدان تشويق كرده درمان ضد آنست از اخلاق بد، و باقى گفتار در چگونگى اندوه خورى و شيفتگى است.
خمشوندهاند بر ميان خود: بيان چگونگى ركوع آنانست.
بخاك نهادن پيشانى تا اينكه فرموده گامهاشان بيان وضع سجده است و هفت ذكر بزرگ ميجويند- تا فرموده- گردنهاى خود بيان هدف از آن عبادتها است.
١٨- فرمود: در روز حكمايند بروش شرع كه كمال قوه علميه و عمليه است، زيرا همان بوده كه ميان صحابه و تابعين معروف بوده نه حكمت يونانى. و در روايتى حلماء بردباران آمده كه بردبارى فضيلتى است از نهاد شجاعت كه ميانه دو صفت بد زبونى و تهور است كه از فرط خشم باشد، براى نماز نام شب برده چون از روز بدان شايستهتر است.
١٩- علماء و دانشمندان باشند، و قوه نظر و انديشه دارند در شناخت خدا و صفات او.