اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٣٤
كه خوبست (نزد مردم) در صورتى كه نزد خدا پسند نباشد يا منظور مردان كاملند (با خاندانش خوشرفتار باشد) و با ديگران و نام آنها را برده براى برترى و اهميت آن.
٢١- امالى شيخ طوسى (ج ١ ص ١٥٢) بسندش از رزين بن انس كه شنيدم امام صادق ٧ مىفرمود: مؤمن مؤمن نباشد تا كامل عقل باشد، و عقلش كامل نباشد تا ده خصلت دارا باشد: از او خير خواهند، و از شر او آسوده باشند، خير بسيار خود را كم شمارد، و خير كم ديگران را بسيار، شر كم خود را بسيار شمارد، و شر بسيار ديگران را كم، از نياز خواهى نزد وى بتنگ نيايد، و عمرانه از طلب دانش خسته نشود، خوارى را دوستتر دارد از عزت، و فقر را از ثروت، از دنيا قوتش بس باشد، دهمين خصلت، كدام است دهمين خصلت؟ بر نخورد بكسى جز گويد او بهتر از من است و پرهيزكارتر.
همانا مردم دو كس باشند، يكى بهتر و پرهيزكارتر از او، و ديگرى بدتر و فروتر، چون ببهتر از خودش رسد فروتن باشد برايش تا آنكه باو رسد، و چون به بدتر از خود رسد گويد: شايد بدى او از برونست و درونش بهتر از من است، چون چنين كند بالا رود و آقاى اهل زمانش باشد.
بيان: خوارى دوستتر باشد نزد او از عزت، بسا مقصود اينست كه خوار داشتن خود را دوستتر دارد از عزتطلبى و تكبر، يا اينكه خوارى را دوستتر دارد از عزتى كه او را فاسد و ستمكار كند، يا اينكه اگرش خدا خوار كرد دوستترش دارد كه فسادش كم است چنانچه روشن شود از عبارت دنبال آن تا منافات نداشته باشد با آنچه وارد است كه خدا تعالى بخوارى مؤمن راضى نباشد و او را وانداشته كه خود را خوار كند.
و بدان كه ١٢ خصلت ذكر شده و با شماره ده كه ياد شده سازگار نيست و مىشود از چند راه آن را توجيه كرد.
١- كم شمردن خير خود و بيش شمردن از ديگران يكى باشد چون غالبا با هم باشند، و همچنين دو قرينه دنبال آنها را.