اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٢٧
توضيح: شما چه باشيد؟ يعنى چه كارهايد.
ايمان شما چه حقيقتى دارد؟ چون ايمان حقايق گوناگون و چندين درجه دارد از آنها پايه ايمانش را پرسيد كه دعوى كردند يا پرسش از پايدارى ايمانست كه بآثارش شناخته شود زيرا خود او در دل نهانست و معنى نخست مناسبتر است با خبرى كه در اين باره گذشت كه فرمود: ايمان شما بچه پايه رسيده، زيرا ظاهر اينست كه مورد هر دو حديث يكى است.
٩- كافى (ج ٢ ص ٥٤) بسندش از امام صادق ٧ كه رسول خدا ٦ روبرو شد با حارثة بن مالك بن نعمان انصارى و باو فرمود: چگونهاى اى حارثة بن مالك؟
پاسخ داد يا رسول اللَّه مؤمنى درست، رسول خدا ٦ فرمود: هر چه را حقيقتى است حقيقت گفتار تو چيست؟ گفت: يا رسول اللَّه دلم از دنيا بركنده شده، شبم را بيدارم و روزهاى گرمم را تشنه و روزه دارم، و گويا بعرش پروردگارم نگرم كه براى بررسى حساب نهادهاند، و گويا مينگرم بهشتيها را كه از هم ديدار مىكنند، و گويا ميشنوم بانگ سهگانه دوزخيان را.
رسول خدا ٦ فرمود: بندهايست كه خدا دلش را روشن كرده بينا شدى و پايدار باش، گفت يا رسول اللَّه دعا كن برايم بدرگاه خدا كه شهادت بهمراهى تو را روزيم كند، فرمود: بار خدايا شهادت را بحارثه روزى كن، و نماند جز چند روز تا پيغمبر سرجوخهاى به دشمنان فرستاد و حارثه را با آنها روانه كرد، و جنگيد و بدنبال نفر نهم يا هشتم كشته شد.
و در روايت قاسم بن بريد است از ابى بصير كه با جعفر بن ابى طالب شهيد شد پس از نه تن كه او دهم بود.
تبيين: مؤمنم بدرستى و چنانچه بايد.
در نهايه گفته: در حديث حارثه است كه گويا ميشنوم عواء دوزخيان را يعنى شيون آنها را، عواء آواز درندهها است، و به بانگ گرگ و سگ بيشتر بكار رود، سريه