اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٠٣ - باب دوازدهم سختى گرفتارى مؤمن و علت آن و فضيلت بلا
و اهل تناسخ و عدليه برخى را نيك دانند و باقى را زشت و در وجه نيكى آن هم اختلاف دارند- تا گويد- معتزله گويند بچند شرط نيكو است:
١- براى سزاوارى دردناك.
٢- براى سود بزرگى كه بدردناك پرداخت شود.
٣- براى دفع زيانى بزرگتر از آن درد.
٤- بشيوه عادى انجام شود، چنان كارى كه خدا كند با كسى كه زنده است و ما او را در آتش افكنيم.
٥- اينكه براى حفظ جان انجام شود چنانچه ما درد آوريم كسى را كه آهنگ كشتن ما دارد، زيرا چون بدانيم درد آوردن شامل يكى از اين وجوه است، بطور قطع آن را نيكو دانيم، و شرط خوبى درد ابتدائى كه خدا ببنده وارد كند اينست كه داراى لطف باشد براى دردناك يا ديگرى، زيرا دردى كه سود بيشتر از خود ندارد كه بملاحظه آن دردناك آن را برگزيند ستم باشد، و اگر لطفى ندارد بيهوده باشد، و هر دو زشتند و بر خدا روا نيستند، و از اين رو ابو هاشم در بيمارى كودكان با وجود عوض بيشتر دارا بودن لطف را براى مكلف ديگر لازم دانسته.
مصنف (محقق طوسى) چون ابى حسين بصرى روا داشته كه دردها در كفار و فساق كيفر آنان باشد، و قاضى القضات از آن منع كرده و عقيده دارد بيماريهاى آنان محنت است نه كيفر، و مصنف چون قاضى و شيخين گفته: صرف لطف در حسن دردمندى كفار بس نيست بلكه عوض بايد بخلاف جمعى كه آن را پس دانستند و اگر فرض شود لذتى هم در لطف داراى درد باشد آيا سزد كه خدا تعالى آن درد را بزنده دهد براى اينكه لطف در باره ديگرى باشد با عوضى كه مكلف پذيرد گر بدو پيشنهاد شود ابو هاشم گفت: آرى، و ابو حسين گفته: نه، و مصنف هم پيرو او شده.
و شرط نيست در حسن دردى كه خدا آغاز كند پسنديندن دردناك عوض بيشتر از آن را در حال حاضر، و اينكه گفته عوض بىپيرايه بزرگداشت و احترام است براى اينست كه از ثواب طاعت جدا باشد.