اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ١٧١ - باب دوازدهم سختى گرفتارى مؤمن و علت آن و فضيلت بلا
چون نظام جهان باينانست بدان ماند كه خدا بدانها نياز دارد براى اداره جهان يا اينكه چون اينان حزب خدا و پرستنده حقيقى اويند و ياوران دينش گويا خدا بدانها نياز دارد، چنانچه مردم ديگر در مقاصد خود.
يا مقصود نياز پيغمبران و اوصياء است در ترويج دين بمؤمن پاك و وابستن آن بخدا براى بزرگداشت آنها است چنانچه در قول خدا (٧- محمد) اگر يارى كنيد خدا را يارى كند شما را، و هم (٥٧- البقره) و بما ستم نكردند. و مانند آنها.
يا اينكه چون خدا از بندههاش عبادت خواسته و كارهاى ديگر اين خود چون نيازيست بدانها و واژه نياز بطور مجاز در آن بكار رفته يا بىنيازى كنايه از بىلطفى و بىتوجهى باو است، زيرا لطف و اقبال ما مردم روى نياز است و بىنيازى لازمه بىلطفى و بىتوجهى است.
و همانا از خوراكش نخورد براى اينكه آنچه آن مرد در باره خود گفت:
وصف آنانست كه در غافلگيرى خدايند و خيرى ندارند و خوراكشان هم خوب نيست، و مالى كه از آن كاسته نشود لعنت شده چون تن بىكاهش، و پيغمبر ٦ فرمود:
ملعونست هر مالى كه زكاتش ندهند و هر بدنى كه زكات داده نشود، يا اينكه مىشود آن حضرت از بيانش دريافت كه حقوق واجبه را هم نپرداخته.
و نيز چون خصلتى كه ميزبان براى خود بيان كرد مرغوبست نزد ديگر مردمان آن حضرت خواست در نكوهش آن مبالغه نمايد تا اصحابش دل بدان نبندند، و بدانند آن شايسته مؤمن نيست.
٢٢- كافى (ج ٢ ص ٢٥٦) بسندش تا رسول خدا ٦ كه براى خدا نيازى نيست در كسى كه از مال و تنش بهره نبرد.
بيان: يعنى خدا از مال و تنش بهره نبرد نه خودش و مراد از بهره خدا كاستى در آنها است كه بقضا و قدر خدا باشد بىاختيار او و بسا اختيارى را هم شامل شود، چون پرداخت حقوق مالى و بلا كشيدن در طاعت خدا.
٢٣- كافى (ج ٢ ص ٢٥٧) بسندش از امام صادق ٧ كه بنده را مقامى