اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ١٤٢ - باب نهم اصناف مردم در ايمان
در نهايه گفته: نبط جوشيدن آب چشمه است و استنباط برآوردن است ... و در حديث عمر است كه معدى بشويد ولى نبطى نشويد يعنى بمانند معد گرديد نه مانند نبطى و نبط و نبيط تيرهاى شناخته بودند كه در دشتهاى هموار ميان كوفه و بصره فرو مىآمدند و از آنست حديث ديگر عمر كه: چون نبط مدائن نشويد كه در آن نشيمن كنيد و آب و ملك فراهم سازيد.
و در حديث ابن عباس است كه: ما گروههاى قريش از نبط كوئى (آبادى در عراق) هستيم. گفتند: چون ابراهيم خليل در آنجا زاده بود و نبط در آنجا نشيمن داشتند.
و از اين معنا است حديث عمرو بن معديكرب كه چون عمر حال سعد را از او پرسيد پاسخ گفت: در بخشش اعرابى است و در ماليات ستانى نبطى، يعنى در بازستانى خراج و آباد كردن زمينها چون نبط دانا و استاد است زيرا آنان ساكن و مالك عراق بودند.
و در حديث شعبى است كه مردى بديگرى گفت: اى نبطى، گفت: حد ندارد، همه ما نبط باشيم يعنى همسايه و هم خانه آنهائيم نه اينكه زائيده آنها (و پس از نقل شرح لغت نبط از صحاح و قاموس گويد) چون اين را دانستى بدان كه خبر دو تفسير دارد: الف: اينكه ما خانواده و تيره نبط هر دو از نژاد ابراهيم (ع) باشيم يا از اينكه ابراهيم همنشين آنها بوده در ديارشان و آنها هم شرف نژادى دارند وانگه بيان كرد كه نام آنها شرافت دارد زيرا:
١- آب در آور و آباد كن زمين بودند و اين بدانها زيانى ندارد گرچه خود مانند پدرانشان آباد كن نيستند زيرا كار پسران به پدران زيان نرساند و مايه نكوهش آنان نگردد چنانچه از سخن عمر پديد شود.
٢- معنى استنباط دانش و حكمت دارد و ما هم بدين معنى از انباط باشيم و شيعه ما هم كه اهل استنباطند از ماها در اين شرف داخلند چنانچه خدا سبحانه هم فرموده