اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ١٢١ - باب هفتم خشنودى به موهبت ايمان، و باينكه بزرگتر نعمت است و تعهد صبرى كه خدا بر مؤمن در برابر هر آزارى گرفته
بدين سو و آن سو رفتند و راستش ما و شيعه ما براه راست رهنمائى شديم.
اى فضيل بن يسار راستى مؤمن اگر داراى همه جهان از مشرق تا مغرب شود برايش خوبست و اگر هم بر سر ايمان خود تيكه تيكه شود همان هم برايش خوبست اى پسر يسار. اگر دنيا نزد خدا ببال پشهاى ارزش داشت و برابر بود، از آن بدشمن خود شربت آبى نمينوشاند. اى پسر يسار هر كه دل بيك سو دارد خدا دلخواه او را برايش فراهم سازد و آنكه دل بهر سو دارد خدا را باكى نيست كه كجا نابود شود.
در تمحيص با اندكى كم و بيش و اختصاص مانندش آمده.
بيان: جز سر او نمانده بود و ديگر اندام امام ٧ لاغر و كاسته شده بود تا جز سرش چشمگير نبود كه كم گوشت و پر استخوانست يا اينكه توان جنبش از همه اندامش رفته بود جز از سرش و يكمى روشنتر است.
در اين سو و آن سو از راست و چپ كه از راه راست بدر رفتند بسوى افراط چون خارجيان يا تفريط چون مخالفان.
خدا بمؤمن نكند جز خوبى، بيان اينست كه اگر همه دنيا را هم باو بدهد براى فريب و غافلگيرى او نيست بلكه براى اينكه شكر او ميكند و بمصرف خير ميرساند چنانچه با سليمان ٧ كرده بخلاف اينكه آن را بغير مؤمن دهد كه اتمام حجت است و غافلگيرى و مايه سختى عذاب او.
چنانچه اگر مقدر مؤمن باشد اندامش تيكه تيكه شوند، همانا براى نزديكتر شدن بخدا و بالا رفتن درجههاى او در ديگر سر است و بايد در هر حال شاكر باشد و راضى بقضاى خدا.
و چون مؤمنان در اين جهان بيشتر دچار فقر و هر بلايند و كافران و اشرار و جاهلان توانگرند، مؤمنان را بشكيبائى تشويق كرد و ديگر آن را از فريب دنيا برحذر داشت و از افتخار بدان كه فرمود: اگر دنيا نزد خدا برابر بال پشهاى بود الخ، و آنچه خدا