اللباب (شرح فارسی بر خلاصه الحساب شيخ بهائى) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٩٧ - فصل دوم در بيان تحصيل ارتفاع بلندىها
١- آنكه شظية الارتفاع را «منظور از شظية الارتفاع همان دو سر تيز عضاده را گويند» روى «٤٥» درجه از صفحه اسطرلاب قرار مىدهيم.
٢- آنكه طورى مىايستيم كه رأس بلندى از دو منفذ و روزنههاى عضاده پيدا باشد.
٣- از محلّ ايستادن تا پاى بلندى را اندازهگيرى كرده مقدارش را ضبط مىكنيم.
٤- بلندى قامت را نيز بمقدار حساب مىكنيم.
٥- بلندى قامت را بر مسافت قبلى كه تحصيل كرديم مىافزائيم و حاصل جمع مقدار بلندى مرتفع است.
مرحوم فرهاد ميرزا در كتاب كنز الحساب مىگويد:
شرط اينعمل چنانست كه زمينى كه ما بين مكان رؤيت و اسفل مرتفع است مسطّح باشد و اگر پست و بلند باشد باينعمل ارتفاع را نمىتوان معلوم كرد.
بعد مرحوم مصنّف مىفرمايند ادلّه و براهين اين اعمال را ما در كتاب كبير خود يعنى بحر الحساب آوردهايم.
و چون بناى ما در اينكتاب بر اختصار است از ذكر آنها خوددارى كرديم.
و براى طريق پنجم دليلى است كه از مختصّات فهم نقّاد و حديد مرحوم شيخ است كه در حاشيه اسطرلاب فارسى «معروف به بيست باب» تصنيف سلطان الحكماء و المتكلّمين مرحوم محقّق طوسى ذكر نموده و آن حاشيه در دست نيست.
متن: و امّا ما لا يمكن الوصول الى مسقط حجره كالجبال فانظر رأسه من الثّقبتين و لا حظ شظية التّحتانية على اىّ خطوط الظّلّ وقفت و اعلم موقفك و ادرها الى ان يزيد او ينقص قدم او إصبع ثمّ تقدّم او تؤخر الى ان تبصر رأسه مرّة اخرى.
ثمّ امسح ما بين موقفيك و اضربه في سبعة او اثنى عشر بحسب الظّلّ فالحاصل مع قدر قامتك هو المطلوب.