اللباب (شرح فارسی بر خلاصه الحساب شيخ بهائى) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٩٣ - فصل دوم در بيان تحصيل ارتفاع بلندىها
متن: الفصل الثّانى في إرتفاع المرتفعات
إن امكن الوصول إلى مسقط حجرها و كانت في ارض مستوية فانصب شاخصا وقف بحيث يمرّ شعاع بصرك على رأسه إلى رأس المرتفع ثمّ إمسح من موقفك إلى اصله و اضرب المجتمع في فضل الشّاخص على قامتك و اقسم الحاصل على ما بين موقفك و اصل الشّاخص و زد قامتك على الخارج و هو المطلوب.
ترجمه:
فصل دوّم در بيان تحصيل ارتفاع بلندىها
اگر وصول و دستيابى به مسقط الحجر مرتفعات ممكن بوده و در زمين هموار باشند براى تحصيل مقدار بلندى آنها بايد ابتداء شاخصى را نصب كرد و سپس طورى ايستاد كه شعاع چشم از رأس شاخص گذشته و به سربلندى برخورد كند و پس از آن از محلّ ايستادن تا بيخ و پايه بلندى را اندازه بايد گرفت و آنگاه مقدار فاصله را لازمست در زيادى شاخص بر قامت كسيكه ايستاده و شعاع چشمش را از سر شاخص مرور داده و به نوك مرتفع اصابت داده است ضرب كرد و پس از آن حاصل ضرب را بر مسافت بين موقف شخص قائم و پايه شاخص تقسيم بايد نمود و بعد مقدار بلندى قامت شخص را بر خارج قسمت افزود حاصل مطلوب و مقصود ما مىباشد.
شرح فصل دوّم مربوطست بطريق دانستن ارتفاع قلل و كوهها.
مرتفعات بر دو گونه هستند:
١- آنهائيكه بمسقط الحجر «جائيكه مرتفع بر آن عمود شده بطوريكه اگر سنگى را از بالاى آن بياندازند بآن موضع ميافتد» آنها دسترسى هست مانند ديوارها و منارهها.