اللباب (شرح فارسی بر خلاصه الحساب شيخ بهائى) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٩١ - طريق ديگر براى وزن زمين
شرح
در اينطريق چون محتاج باستعمال اسطرلاب هستيم مناسب است چند سطرى در اطراف آن قبلا شرحى داده شود سپس بترجمه متن بپردازيم:
بدانكه اينكلمه را در لغت عرب هم با سين و طاء مىنويسند و هم با صاد و طاء و در فارسى بآن سترلاب «بدون همزه و با تاء» و سطرلاب «با طاء» و سرلاب «بضمّ سين» گويند.
چنانچه امير خسرو گفته است:
|
بيونانى اسطر ترازو بود |
كه در سكه عدلساز او بود |
|
|
و گر معنيم باز پرسى ز لاب |
بود هم بگفتار روم آفتاب |
|
|
پس آنگو مراد از سطرلاب چيست |
ترازوى خورشيد باشد درست |
|
و اين اسم در لغت يونان مركّب است از اسطر بمعناى ترازو و لاب بمعناى آفتاب و مركّب آن علم شده است براى آلتى كه بيشتر آنرا از برنج مىسازند و بدان ارتفاع آفتاب و كواكب ديگر را اندازه گيرند و در اين زمان غالبا بجاى آن از طولياب استفاده مىكنند.
ابن خلف در برهان آورده كه مخترع اين دستگاه فرزند ادريس پيغمبر است و صاحب غياث اللّغة درباره مخترع آن چنين مىگويد واضع آن بقول اصحّ ارسطو و بليناس مىباشند كه از جام كيخسرو استخراج نمودهاند.
و بعضى از محقّقين نوشتهاند كه واضع اسطرلاب ابرخس حكيم يونانى است.
اجزائيكه اين آلت از آن درست مىشود بسيار است كه هركدام را خاصيّت و بهرهاى است كه شرح آنها از حوصله بحث ما خارج و نيازى بآن نيست فقط درباره عضاده اشارهاى مىكنيم به لحاظ اينكه مرحوم مصنّف (ره) نامى از آن بردند و شرح تفصيلى اجزاء را طالبين مىتوانند بكتاب «العمل بالاسطرلاب» تأليف عبد الرّحمن بن عمر الصّوفى كه كتاب مفصّلى در اين زمينه است رجوع كنند.
عضاده: عبارت از آلتى است فلزى كه داراى دو سر تيز بوده و در پشت