اللباب (شرح فارسی بر خلاصه الحساب شيخ بهائى) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٤ - عمل تفريق
عمل تنصيف
بدانكه كسر از دو حال خارج نيست.
يا صورتش عدد زوج است و يا فرد.
اگر زوج بود قاعده اينستكه صورتش را فقط بدو تقسيم مىكنيم و مخرج را بحال خود مىگذاريم چنانچه در مثال «٥/ ٤» حاصل «٥/ ٢» مىشود و اگر صورت فرد بود قاعده اينستكه مخرج را دو برابر كرده و صورت را بحال خود باقى مىگذاريم و چون مخرج بزرگتر از صورت است قهرا صورت را به مخرج نسبت مىدهيم چنانچه در مثال «٥/ ٣» حاصل «١٠/ ٣» مىشود و برهان اين عمل اينستكه:
در تنصيف كسور مقسوم را كه «٥/ ٤» در مثال اوّل و «٥/ ٣» در مثال دوّم بود بحال خود گذاشته و مقسوم عليه را كه دو است در مخرج ضرب مىكنيم و صورت را بحال خود مىگذاريم قهرا جواب چنان مىشود كه گفته شد.
متن: و امّا التفريق:
فتنقص احدهما عن الآخر بعد اخذهما من المخرج المشترك و تنسب الباقي اليه.
فان نقّصت الرّبع من الثّلث بقى نصف سدس.
ترجمه:
عمل تفريق
و امّا عمل تفريق، پس براى انجام آن مىبايد ابتداء مخرج مشترك اخذ نمائى و پس از آن يكى را از ديگرى كسر كنى و آنگاه باقيمانده را به مخرج مشترك نسبت دهى، بنابراين اگر ربع را از ثلث كم نمودى باقيمانده نصف سدس (يك دوّم يك ششم) مىباشد.
شرح امّا تفريق كسرى از كسرى ديگر قاعده اينستكه:
بايد اوّل مخرج مشترك گرفت چنانچه در جمع گفتيم و اعماليكه بعد از گرفتن مخرج مشترك در جمع گفتيم تمام در اينجا جاريست فقط فرق اينجا با جمع