ترجمه امالي شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٧٨
بلند لغزانندهاى گام نهند كه آنها را بنشيب پرتاب كند، (١) خواهند بعقل نارساى خود امامى سازند و برأى گمراهكننده پيشوائى پردازند، جز دورى و دورى از مقصد حق بهره نبرند، خدا آنها را بكشد تا كى دروغ گويند، بپرتگاه برآمدند و دروغ بافتند و سخت بگمراهى افتادند و بسرگردانى گرفتار شدند، دانسته و فهميده امام خود را گذاشتند و پرچم باطل افراشتند «شيطان كارشان را برابرشان آرايش داد و آنها را از راه بگردانيد با آنكه حق جلو چشم آنها بود» (عنكبوت- ٢٨) از انتخاب خداى جل جلاله و رسول خدا روى برتافتند و بانتخاب باطل خويش گرائيدند (قصص- ٢٨) پروردگار تو بيافريند آنچه خواهد و براى آنها انتخاب كند اختيارى در كار خود ندارند منزه است خدا و برتر است از آنچه شريك او شمارند، خدا فرموده است (احزاب- ٣٦) براى هيچ مرد و زن با ايمان اختيارى در برابر حكم خدا و رسولش در امرى از امورش نيست، و فرموده است (قلم- ٣٦) چيست براى شما، چگونه قضاوت ميكنيد؟ ٣٧ يا بلكه كتابى داريد كه از آن درس ميخوانيد ٣٨ كه حق داريد چه اختيار كنيد؟ ٣٩ يا بر ما قسمى داريد كه امضاء شده و تا قيامت حق قضاوت داريد؟ ٤٠ بپرس كدامشان در اين موضوع پيشوا است؟ ٤١ يا براى آنها شريكانى است؟ بياورند شركاى خود را اگر راست گويند، و خداى عز و جل فرموده است (محمد- ٢٤) آيا در قرآن تدبر نكنند يا قفل بر دل دارند يا خدا دلشان را مهر كرده و نميفهمند، در سوره انفال ٢٠- ٢٣ گويند ميشنويم و شنوائى ندارند- براستى بدتر جانوران نزد خدا كرها و گنگهائيند كه عقل ندارند اگر خدا در آنها خيرى ميدانست بآنها شنوائى ميداد و اگر هم مىشنيدند پشت ميكردند و رو بر ميگردانيدند» يا گويند شنيديم و عمدا مخالفت كرديم، بلكه آن فضلى است كه خدا بهر كه خواهد دهد، خدا صاحب فضل بزرگ است، چگونه ميتوانند امام اختيار كنند با آنكه بايد امام