ترجمه امالي شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٦٧ - مجلس نود و پنجم
گفت در اين حال كه با پروردگارش سرگرم مناجاتست چه ميخواهى؟ گفت همان را كه از پدرش آدم درون بهشت خواستم و اميد داشتم، در ضمن مناجات، خدا باو گفت اى موسى من نماز نپذيرم جز از كسى كه براى بزرگواريم فروتنى كند و دلش ملازم ترس من باشد و روز خود را با ذكر من طى كند و شب با قصد پىگيرى گناه نخوابد و حق اولياء و دوستانم را بشناسد، موسى عرضكرد مقصود از دوستان و اوليائت ابراهيم و اسحق و يعقوب باشند؟ خداى عز و جل فرمود اى موسى آنان چنين هستند ولى مراد من آن است كه براى او آدم و حوا را آفريدم و براى او بهشت و دوزخ را آفريدم، موسى عرضكرد پروردگارا او كيست؟ فرمود محمد احمد كه نامش را از نامم باز گرفتم زيرا من محمودم، موسى عرضكرد پروردگارا مرا از امت او گردان فرمود موسى تو از امت او باشى اگر او را بشناسى و مقام او و خاندانش را بدانى، مثل او و مثل اهل بيتش در كسانى كه آفريدم چون فردوس است در بهشت كه برگش نخشكد و مزهاش نگردد هر كه آنها را و حق آنها را شناسد براى او در هنگام نادانى حلم مقرر كنم و در تاريكى نور، پيش از آنكه مرا بخواند اجابتش كنم و پيش از آنكه درخواست كند عطايش بخشم، اى موسى چون ديدى درويشى بتو رو آورد بگو خوشا بر شعار خوبان و چون ديدى توانگرى رو كند بگو گناهى است كه كيفرش شتافته، دنيا خانه كيفر است كه آدم را هنگام خطايش در آن كيفر دادم، دنيا ملعونست مگر آنچه براى من باشد اى موسى بندگان خوب من در آن بىرغبتند، باندازهاى كه مرا بدانند و خلق ديگر من باندازه نادانى خود در آن رغبت دارند كسى آن را بزرگ نداند و چشمش بدان روشن شود و هر كه خوارش شمارد از آن بهره برد.