ترجمه امالي شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٤٠ - مجلس نود و سوم
(١) سپس عسكرى حسن بن على و بعد حجة بن حسن بن على ٧ و اقرار باينكه ايشان همان اولو الامرى هستند كه خداى عز و جل دستور طاعت آنها داده و فرموده پيروى كنيد از خدا و پيروى كنيد از رسول و اولو الامر خود و طاعت آنها طاعت خداست و معصيتشان معصيت خدا، دوستشان دوست خداست و دشمنشان دشمن خداى عز و جل دوستى ذريه پيغمبر كه بروش پدران پاك خود باشند فريضهايست واجب بر گردن بندگان تا قيامت و آن مزد نبوتست براى گفته خداى عز و جل (شورى- ٢٣) بگو از شما مزدى نخواهم جز دوستى خويشانم.
اعتراف باينكه اسلام اقرار بشهادتين است و ايمان اقرار بزبان و تصميم با دل و عمل با اعضاى تن است و ايمان جز همين نيست، هر كه شهادتين گويد مال و خونش محفوظ است جز براى احقاق حق و حسابش با خداست.
اقرار بسؤال و جواب در قبر هنگام دفن ميت و بمنكر و نكير و بعذاب قبر، اقرار بآفريده شدن بهشت و دوزخ و اقرار به معراج پيغمبر تا آسمان هفتم و از آنجا بسدرة المنتهى و از آنجا بحجب نور و راز گوئى با خداى عز و جل و اينكه با تن و جان بدرستى و حقيقت بالا رفته نه خواب ديده باشد و اين براى آن نبوده كه خدا در مكانى است كه رفت زيرا خدا برتر است از مكان ولى خداى عز و جل او را بالا برد براى احترام و ترفيع مقام و براى نمودن ملكوت