ترجمه امالي شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٢٩ - مجلس نود و يكم
(١) ٩- امير المؤمنين ٧ فرمود طالبان اين علم سه دستهاند آنها را بوصف و خاصيتشان بشناسيد يك دسته براى خود نمائى و جدل آموزند و دستهاى براى گردن فرازى و بخود باليدن و دسته سوم براى فهميدن و عمل كردن، آنكه براى خود نمائى و جدل باشد ملاحظهاش كنى كه آزاركننده است و با مردان در انجمنها مباحثه دراندازد، برونى خاشع دارد و درونى تهى از تقوى خدا از اين راه كمرش را بشكند و بينيش را ببرد آنكه گرد نفر از است و خودنما بر همكارانى چون خودش گردن فرازى كند و براى توانگران فرومايه تواضع كند، شيرينى آنان را بخورد و دين خود را ببرد، خدا از اين رو ديدهاش را نابينا كند و از ميان علمايش براندازد، آنكه صاحب فهم و عمل است او را بينى كه دلگرفته و غمنده است، در تاريكى شب برخيزد و زير شب كلاهش بخمد و كار كند و از هر كسى نگرانست جز برادران مورد وثوقش خدا اركانش را محكم كند و در قيامت امانش دهد.
(٢) ١٠- رسول خدا ٦ در جواب سؤال على ٧ از شماره امامان فرمود اى على دوازده نفرند اولشان توئى و آخرشان قائم و صلى اللَّه محمد و آله الطاهرين.