ترجمه امالي شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٠١ - مجلس هشتاد و هشتم
مجلس هشتاد و هشتم
روز شنبه سلخ رجب ٦٨٣ (٢) ١- ليث بن سعد گويد كعب نزد معاويه بود كه باو گفتم شما ميلاد پيغمبر را در كتب خود چگونه يافتيد و براى خاندانش فضيلتى دريافتند؟ كعب رو بمعاويه كرد تا ميل او را بداند و خدا بزبان معاويه انداخت و گفت اى ابو اسحق هر چه در اين موضوع دارى بگو خدا رحمتت كند كعب گفت من هفتاد و دو كتاب آسمانى خواندم و همه صحف دانيال را خواندم و در همه مولد عترتش ذكر شده و اسمش معروفست و در مولد هيچ پيغمبرى فرشته نازل نشده جز عيسى و احمد، بر هيچ آدمى پردههاى بهشتى نكشيدند جز مريم و مادر احمد، فرشته، برزن، آبستنى گمارده نشدند جز مريم و مادر مسيح و آمنه مادر محمد و يك نشانه حملش اين بود كه در شب حمل او منادى در هفت آسمان ندا كرد مژده باد كه امشب نطفه محمد بسته شد و هم در زمينها چنين ندا شد تا برسد بدرياها و آن روز در زمين جانورى نماند كه بجنبد و نه پرندهاى كه بپرد جز آنكه مولد محمد را دانست، در شب ولادتش در بهشت هفتاد هزار كاخ از ياقوت سرخ و هفتاد هزار از لؤلؤ رطب بنا شد بنام كاخهاى ولادت و