ترجمه امالي شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥٨٤ - مجلس هشتاد و ششم
صراط بلغزد بلكه قدمش ثابت باشد تا خداى عز و جل او را بدوستى تو ببهشت برد و صلى اللَّه على رسوله محمد و اهل بيته الطاهرين
مجلس هشتاد و ششم
روز سه شنبه پنج روز بآخر رجب ٣٦٨ مانده (٢) ١- امام ششم از قول پدرانش فرمود چون پيغمبر بمرض موت گرفتار شد خاندان و يارانش گردش را گرفتند و عرضكردند يا رسول اللَّه اگر حادثهاى براى شما رخ داد پس از تو سرپرست ما كيست و كى در ميان ما بامر تو قيام كند هيچ جوابى بآنها نداد و سكوت كرد روز دوم همين را گفتند و جواب پرسش آنها را نداد باز روز سوم سؤال خود را تكرار كردند، فرمود فردا ستارهاى از آسمان در خانه يكى از اصحابم فرود آيد بنگريد كدام يك است هم او خليفه من است بر شما بعد از من و قائم بامر من است در ميان شما همه طمع داشتند كه او را خليفه خود كند و روز چهارم هر كدام در حجره خود نشست و منتظر فرود آمدن ستاره بود بناگاه ستارهاى از آسمان كند كه نورش بر نور دنيا چيره بود و در حجره على ٧ افتاد قوم بهيجان آمدند و گفتند بخدا اين مرد گمراه