ترجمه امالي شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥٨٣ - مجلس هشتاد و پنجم
(١) ٢٣- عايشه گفت از رسول خدا ٦ شنيدم ميفرمود من سيد اولين و آخرينم و على بن ابى طالب سيد اوصياء و او برادر من و وارث و خليفه منست بر امتم ولايتش فريضه است و پيرويش فضيلت و محبتش وسيله بخدا، حزب او حزب خدايند و شيعه او انصار خدا و اولياى او اولياء خدا و دشمنان او دشمنان خدا و او امام مسلمانان و مولاى مؤمنان و امير آنانست بعد از من.
(٢) ٢٤- پيغمبر فرمود هر كه دوست دارد بقضيب احمر بنگرد كه خدا بدست خود نشانده و باو متمسك باشد بايد على و امامان از فرزندانش را دوست دارد كه بهترين خلقند و برگزيده او و آنان معصوم از هر گناهند و خطاء.
(٣) ٢٥- رسول خدا ٦ فرمود هر كه على را در زندگى او دوست دارد و پس از مرگش خداى عز و جل برايش امن و ايمان نويسد تا آنجا كه آفتاب بتابد و غروب كند و هر كه او را در زندگى و پس از مرگش دشمن دارد بمرگ جاهليت بميرد و بدان چه كند محاسبه شود.
(٤) ٢٦- رسول خدا ٦ بعلى ٧ فرمود اى على دوستى تو در دل مرد مؤمنى پا بر جا نشود و قدمش بر