ترجمه امالي شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥٢٥ - مجلس هفتاد و نهم
(١) فرمود: اصطفاء را در ظاهر قابل فهم نه، در باطن و حقيقت دور از فهم در دوازده جاى قرآن بيان كرده:
١- (شعراء- ٢١٤) انذار كن اى محمد خويشان نزديكت را و تبار اخلاصمندت را- چنين است در قرائت ابى بن كعب و ثبت است در مصحف عبد اللَّه بن مسعود، و اين منزله بلند و فضل بزرگ و شرفى والا است چون كه خداى عز و جل بدان قصد آل كرده است و بياد رسول خدا ٦ آورده اين يكى است.
٢- گفته خداى عز و جل (احزاب- ٢٣) همانا خدا ميخواهد پليدى را از شما خاندان ببرد و بخوبى شما را پاكيزه كند- و اين فضلى است كه هيچ معاندى منكر آن نتواند شد زيرا فضل بعد از پاكى است كه توقع ميرود.
٣- آنجا كه خدا خلق پاك خود را امتياز داد و بپيغمبرش دستور مباهله داد در آيه مباهله و فرمود (مائده- ٦٧) بگو اى محمد بيائيد دعوت كنيم پسران خود را و پسران خودتان و زنانمان و زنانتان را و خودمان و خودتان را و مباهله كنيم و لعنت خدا را از آن دروغگو سازيم، پيغمبر على و حسن و حسين و فاطمه ٦ را بيرون برد و خود را با آنها قرين نمود، ميدانيد معنى گفته خدا (أنفسنا و أنفسكم) چيست؟ علماى حاضر گفتند مقصود خود او است، أبو الحسن ٧ فرمود خطا رفتيد مقصودش على بن ابى طالب است و دليلش آنست كه پيغمبر فرمود بنو وليعه دست بردارند و گر نه بر سر آنها فرستم شخصى را كه چون خود من است، مقصودش على بن ابى طالب بود اين خصوصيتى است كه احدى