ترجمه امالي شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥١٩ - مجلس هفتاد و هشتم
ناهموار و در آنست آنچه بينى كه جباران پيشه كردهاند مبادا دل بدنيا دهى كه هر نعمتش زائل است و نعمت آن اندك است، (١) اى عيسى ملك از آن منت و بدست من و من ملكم اگر فرمانم برى ببهشتم برمت در جوار نيكان، اى عيسى چون غريقى مرا دعا كن كه دادرسى ندارد، اى عيسى بنامم سوگند دروغ مخور كه عرشم ميلرزد از خشم، اى عيسى دنيا كوتاه عمر است و دراز آرزو و نزد من خانه ايست به از آنچه فراهم كنند، اى عيسى بستمكاران بنى اسرائيل بگو چه خواهيد كرد وقتى كه دفترى براى شما بر آرم كه درست بگويد و آنچه نهان كرديد عيان كند، اى عيسى بستمكاران بنى اسرائيل بگو روى خود شستيد و دلهاى خود چركين كرديد، بمن مغروريد يا بمن دليرى ميكنيد براى اهل دنيا بوى خوش ميزنيد و درونتان نزد من چون مردار گنديده است گويا شما مردمانى مردهايد، اى عيسى بآنها بگو دست از كسب حرام برداريد و گوش از گفتار ناروا بربنديد و دل بمن كنيد كه من صورت شما را نميخواهم اى عيسى بحسنه شاد باش كه خشنودى من آرد و از سيئه گريه كن كه بخشم آردم، آنچه نخواهى با تو كنند با ديگران مكن اگر بگونه راستت سيلى زدند گونه چپ را پيش آر تا توانستى بدوستى بر من تقربجوى و از نادانها رو گردان، اى عيسى بستمكاران بنى اسرائيل بگو حكمت از ترس من گريانست و شما بخنده ناهنجار گوئيد برات آزادى از من داريد يا نامه امان از عذابم يا خود را عمدا در معرض كيفرم آريد؟ بخودم سوگند شما را عبرت آيندگان سازم (٢) سپس اى پسر مريم بكر بتول من تو را سفارش كنم بسيد رسولان و دوست خودم در ميان آنان