ترجمه امالي شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥١٥ - مجلس هفتاد و هشتم
اى عيسى تو بامر من مسيحى تو باذن من پرنده گلى بسازى تو بسخن من مردهها را زنده كنى بمن مشتاق باش و از من بترس كه از من جز خودم پناهى ندارى، اى عيسى سفارش مهرورزانه بتو كنم تو از من مستحق مقام ولايت شدى، در سالخوردگى مباركى و در كودكى هر جا باشى مباركى، من گواهم كه تو بنده من و كنيز زاده منى، اى عيسى مرا در خاطرت چون خود اهميت بده و يادم را ذخيره معادت كن و با نوافل بمن تقربجو، بر من توكل كن تا كفايتت كنم و بر ديگرى تكيه مكن كه ترا وانهم، اى عيسى ببلا صبر كن و بقضاء راضى باش و مرا از خود شاد كن شادى من در اينست كه فرمانم برند و نافرمانى نكنند، اى عيسى ياد مرا با زبانت زنده دار و مهرم در دلت بپرور، اى عيسى در هنگام غفلت بيدار باش و بلطف حكمت قضاوت كن، اى عيسى مشتاق و ترسان باش و دلت را با خشيت بياميز، اى عيسى شبت را دعا كن تا شاديم را جسته باشى و روزت را روزه باش براى حاجتى كه بمن دارى، اى عيسى در كار خير پيشدستى كن تا هر جا روى خيرمند شناخته شوى اى عيسى ميان بندگانم باندرز من حكم كن و بعدل من قيام كن كه شفاى هر دردى در درونها است از بيمارى شيطانى را بتو نازل كردم، اى عيسى درست مىگويم كه كسى بمن ايمان ندارد مگر آنكه برايم خاشع است و كس خاشع برايم نباشد جز آنكه اميد ثوابم دارد، و گواهت گيرم كه او از كيفرم آسوده است تا ديگرگون نشود و سنت مرا تغيير ندهد، اى عيسى پسر بكر بتول بر خود گريه كن چون كسى كه با خاندانش وداع كند و از دنيا بدش آيد و آن را باهلش واگذارد و بدان چه نزد خداست رغبت كند، اى عيسى با اين حال نرم سخن گو و آشكار سلام كن و بيدار باش آنگاه كه