ترجمه امالي شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٤٩٣ - مجلس هفتاد و چهارم
الظلمات و النور اى مردم بدانيد كه من هديه راستى هستم بسوى پيغمبر گويا و از من نخورد جز پيغمبر يا وصى پيغمبر.
(١) ١٤- مشمعل اسدى گويد يك سال بحج رفتم و در برگشتن خدمت امام صادق ٧ رسيدم، فرمود از كجا مىآئى؟ عرضكردم قربانت از حج فرمود ميدانى حاج چه ثوابى دارد؟ عرضكردم تا نياموزيدم ندانم، فرمود چون بنده باين خانه هفت دور طواف كند و دو ركعت نماز آن را بخواند و سعى ميان صفا و مروه كند خدا شش هزار حسنه برايش نويسد و شش هزار گناهش بريزد و شش هزار درجه از او بالا برد و شش هزار حاجتش برآورد در دنيا و همچنان برايش ذخيره آخرت كند، عرضكردم قربانت اين اجر بسياريست، فرمود به بيشتر از آن آگاهت نكنم؟ گفتم چرا فرمود هر كه حاجت مؤمن را برآورد به است از حج و حج و حج و تا ده شمرد.
(٢) ١٥- امام زين العابدين ٧ فرمود مؤمن علم خود را بحلم آميخته بنشيند تا بياموزد و گوش كند تا تسليم باشد و بگويد تا بفهمد راز خود را بدوستان نگويد و از دشمنان كتمان شهادت نكند كار حق را براى خود نمائى انجام ندهد و از شرم آن را واننهد اگر خود ستايد بترسد از آنچه ميگويند و آمرزش خدا خواهد از آنچه ندانند گفتار نادان او را نفريبد و از آمار آنكه داند بترسد، منافق نهى كند و خودش باز نايستد و امر كند بدان چه خود نكند چون بنماز ايستد سينه گشايد و