ترجمه امالي شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٤٩٠ - مجلس هفتاد و چهارم
|
هر سلسله را دولت و جاهى است بعالم |
در آخر دهر است ز ما حكم مسلم |
|
(١) ٥- بسيار ميفرمود:
|
علم طريقت بمريد است عيان |
كور ز راهند همه بىدلان |
|
|
وا عجب از هالك و او را نجات |
در بروز ناجى در اين زمان |
|
(٢) ٦- ميفرمود:
|
بمهلت كار كن چون ميرى آخر |
براى خويش اى انسان گزين كن |
|
|
هر آن بودى كه بگذشته نباشد |
بباشد آنچه خواهد بود خوش كن |
|
(٣) ٧- جمعى از دانشمندان گفتگوئى ميان حسن بن على ٧ و وليد بن عتبه نقل كردهاند كه امام حسن باو گفت تو را ملامت نكنم كه على را سب ميكنى زيرا هشتاد تازيانه براى ميخوارى بتو زده و پدرت را بدستور رسول خدا ٦ دست بسته در روز بدر كشته خدا در چند آيه او را مؤمن خوانده و تو را فاسق ناميده شاعر در مقايسه تو و على سروده خدا در كتابش فرستاده بر ما براى على و وليد آيههائى.
|
وليد لعين را بكفر است منزل |
على را بايمان بود جايگاهى |
|
|
نباشد خدا خواه و مؤمن چنو كس |
كه فاسق بود خائن و در تباهى |
|