ترجمه امالي شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٤٦٣ - مجلس هفتاد و يكم
دو دستش قطع شد و خدا در عوض باو دو بال داد كه بدانها با فرشتگان در بهشت ميپرد چنانچه بجعفر بن ابى طالب عطا كرد و براى عباس نزد خداى تبارك و تعالى مقامى است كه در قيامت همه شهداء و اولين و آخرين بدان رشك برند الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ و صلى اللَّه على خير خلقه محمد و اهلبيته الطاهرين و حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ
مجلس هفتاد و يكم
جمعه غره جمادى الآخر ٣٦٨ (٢) ١- ابو ذر غفارى گويد دستم بدست پيغمبر بود و با هم راه ميرفتيم و هر دو نگران خورشيد بوديم تا غروب كرد من گفتم يا رسول اللَّه آفتاب كجا غروب ميكند؟ فرمود در آسمان و از آسمانى بآسمانى بالا ميرود تا آسمان هفتم و بزير عرش ميرسد و سجده ميكند و ملائكه موكل بآن با او سجده ميكنند سپس ميگويد خدا يا دستور ميدهى از مغرب طلوع كنم يا از مشرق خود و اينست گفته خداى عز و جل (يس- ٣٦) آفتاب ميرود براى قرارگاه خود اينست تقدير عزيز عليم مقصود از آن صنع پروردگار عزيز است در ملك خود با خلقش فرمود جبرئيل برايش جامه تابشى از نور عرش بياورد باندازهى ساعات روز در درازى تابستان يا كوتاهى روزهاى زمستانى و آنچه ما بين آنها است از روزهاى