ترجمه امالي شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٤١٥ - مجلس شصت و چهارم
(١) ١٤- على ٧ فرمود دينم دين پيغمبر و حسبم حسب پيغمبر است هر كه طعن در دين و حسبم زند طعن برسول خدا ٦ زده است.
(٢) ١٥- زيد بن ثابت گفت رسول خدا ٦ فرمود من بجا ميگذارم در ميان شما ثقلين را كه كتاب خداى عز و جل و خاندانم باشند هلا آن هر دو خليفه بعد از منند و از هم جدا نشوند تا در سر حوض بر من درآيند.
(٣) ١٦- چون امير المؤمنين خواست بنهروان رود منجمى خدمتش آمد و عرضكرد يا امير المؤمنين در اين ساعت حركت مكن و سه ساعت از روز گذشته حركت كن، فرمود چرا؟ گفت اگر در اين ساعت بروى بتو و يارانت آزار و سختى شديدى ميرسد و اگر در ساعتى كه بتو دستور دهم بروى پيروز و غالب شوى و هر چه خواهى بيابى امير المؤمنين فرمود ميدانى در شكم اين جاندار چيست نر است يا ماده؟ گفت اگر حساب كنم ميدانم، فرمود هر كه تو را باور كند بر اين گفتار قرآن را دروغ شمرده كه فرمايد (لقمان- آيه آخر) براستى نزد خداست علم بساعت و او باران فرو بارد و بداند كه در رحم چيست، نداند كسى كه فردا چه كاره است و نداند كسى كه بچه سرزمينى بميرد براستى خدا