ترجمه امالي شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٤٠١ - مجلس شصت و سوم
مجلس شصت و سوم
روز جمعه سوم جمادى الاولى ٣٦٨ (٢) ١- رسول خدا ٦ بامير المؤمنين فرمود آنچه برايت گويم بنويس عرضكرد يا رسول اللَّه ميترسى فراموش كنم؟ فرمود از فراموشى بر تو ترسى ندارم چون از خدا خواستم كه تو را حافظه دهد و فراموشت نكند ولى براى همكاران خود بنويس: على گويد عرضكردم همكارانم كيانند؟ فرمود امامان از فرزندانت كه بدانها امتم از باران بنوشند و دعايشان مستجاب شود و بدانها خدا بلا را از ايشان بگرداند و به وسيله آنها رحمت از آسمان نازل شود و اين اول آنها است (با دست خود بحسن اشاره كرد بعد بحسين) سپس فرمود امامان از فرزندان اويند.
(٣) ٢- امام صادق ٧ فرمود خداى عز و جل نامهاى پيش از مرگ پيغمبر بر او نازل كرد و فرمود اى محمد اين نامه وصيت تو است بنجيب از خاندانست، گفت اى جبرئيل نجيب خاندانم كيست؟
در جواب گفت على بن ابى طالب و بر آن نامه مهرهائى طلائى بود پيغمبر آن را بعلى ٧ داد و فرمود يكى از آن مهرها را بردارد و بهر چه در آنست عمل كند، يك مهر را برداشت و بدان چه در آن بود عمل كرد سپس او را بپسرش حسن ٧ داد او هم مهرى برداشت و بآنچه در آن بود عمل كرد، سپس آن را بحسين ٧ داد و مهرى برداشت و در آن يافت كه جمعى را بيرون بر براى