ترجمه امالي شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٥١ - مجلس پنجاه و ششم
مسلمانان برادرند و خونشان با هم برابر تعهد پستترين آنها بعهده همه است و همه بايد همدست باشند بر عليه ديگران.
(١) ٤- امير المؤمنين ٧ فرمود من نسبى براى اسلام مرتب كنم كه ديگرى پيش از من و بعد از من نكند اسلام تسليم است، تسليم تصديقست و آن يقين است و يقين ادا كردنست و آن عمل است مؤمن دين را از خدا گيرد نه از رأى خود ايا مردم دين شما، دين شما بدان بچسبيد كسى شما را از آن بدر نبرد زيرا گناه در ديندارى به از حسنه در بيدينى است زيرا گناه ديندار آمرزيده شود و حسنه از بيدين پذيرفته نگردد.
(٢) ٥- ابو شاكر ديصانى خدمت امام صادق رسيد و گفت تو اختر درخشانى و پدرانت ماههائى تابان و مادرانت بانوانى پارسا و شايان بودند و جوهرت گرامىترين جوهر است و چون نام دانشمندان برند انگشتها بسوى تو خم شو نداى درياى ژرف دليل بر حدوث جهان چيست؟ امام صادق ٧ فرمود بنزديكترين چيزى بدان دليل جويم، گفت چيست؟ امام دستور داد تخم مرغى آوردند و آن را بر كف دست نهاد و فرمود اين قلعهايست اندود شده و درونش مايعى است رقيق و نظيف از سيم روان و طلاى آب شده و بشكافد و مانند طاوسى از آن بيرون آيد چيزى درونش رفته؟ گفت نه فرمود همين دليلست بر حدوث عالم ابو شاكر گفت، خوب موضوعى را اختيار كردى و مختصر سخن نمودى و فرمودى و خوش فرمودى ولى تو ميدانى كه ما نپذيريم جز آنچه را بديده بينيم يا بگوش خود بشنويم يا بدست خود