ترجمه امالي شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٠٣ - مجلس پنجاهم
دو پاى خود را اختيار كن در پاسخش گفت روز قصاص ميرسد تو براى خود هر كدام خواهى اختيار كن حجاج گفت بخدا زبان تيزى دارى و گمانم ندانى كه تو را آفريده، پروردگارت كجا است؟ گفت در كمين هر ستمكار است دستور داد هر دو دست و هر دو پايش را بريدند و بدارش زد و ديگرى را پيش داشت و گفت تو چه گوئى؟ گفت من هم عقيده رفيق خود هستم، دستور داد گردنش را زدند و بدارش آويختند.
(١) ٦- پيغمبر ٦ فرمود ملاحظه نماز و روزه بسيار و حج بسيار و احسان بسيار و جنجال شب آنها را نكنيد ملاحظه راستگوئى و امانت دارى آنها كنيد.
(٢) ٧- رسول خدا ٦ فرمود هر كه خدا را شناخت و او را بزرگ دانست جلو گرفت دهان خود را از كلام و شكم خود را از طعام و خود را برنج افكند براى روزه و نماز گفتند پدر و مادر ما قربانت يا رسول اللَّه اينان اولياء خدايند، فرمود اولياء خدا چون خاموش باشند انديشه كنند و چون سخن گويند ذكر خدا باشد و نظر آنها عبرت است و گفتارشان حكمت و مشى آنها ميان مردم بركت اگر اجل بر ايشان معين نشده بود از ترس عذاب و شوق ثواب در پوست خود نميگنجيدند.