ترجمه امالي شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٣٤ - مجلس چهل و يكم
را خواهى دوست دار كه از او جدا ميشوى هر چه خواهى بكن كه پاداش آن بينى و بدان كه شرافت مرد عبادت او است در شب و عزت او به بىنيازى او است از مردم.
(١) ٦- رسول خدا ٦ فرمود اشراف امتم حاملان قرآن و شبخيزان باشند.
(٢) ٧- محمد بن قيس گفت شيوه پيغمبر بود كه چون از سفرى باز ميگشت اول بفاطمه وارد ميشد و مديد مدتى نزد او ميماند، بسفرى رفت و فاطمه در غياب او دو دست بند نقره و گلوبند و دو گوشواره و پرده درى ساخت كه پذيرائى پدر و شوهرش باشد چون رسول خدا ٦ برگشت و داخل خانه فاطمه ٧ شد يارانش در خانه ماندند و ندانستند بمانند يا بروند چون بسيار مكث ميكرد از خانه فاطمه رسول خدا فورا بيرون آمد و خشم در روى او عيان بود و نزد منبر نشست و فاطمه حس كرد كه اين عمل رسول خدا ٦ بخاطر دستبند و گلوبند و گوشوارهها و پرده است آنها را از خود برآورد و پرده را از در كند و نزد رسول خدا ٦ فرستاده خود گفت بگو دخترت بتو سلام ميرساند و خواهش دارد اينها را در راه خدا صرف كنيد چون فرستاده نزد رسول خدا ٦ آمد فرمود چنين كرد سه بار