ترجمه امالي شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢١٢ - مجلس سى و هشتم
هم گناه داشته باشد او را آمرزيده محشور كند اگر چه گناهانش به وزن كوه احد باشد، (١) گفتم بيفزا رحمك اللَّه فرمود آرى حفظ كن و عمل كن و بحساب آور شنيدم رسول خدا ٦ ميفرمود هر كه در راه خدا براى يك نماز از روى ايمان و خدا خواهى و تقرب بحق اذان گويد خدا گناهان گذشتهاش را بيامرزد و نسبت بآينده عمرش او را نگهدارى كند و ميان او و شهيدان در بهشت جمع كند، گفتم خدايت رحمت كند بهترين آنچه شنيدى برايم بازگو گفت واى بر تو اى پسرك بند دلم را بريدى و گريست و من هم گريستم تا بخدا دلم باو سوخت سپس گفت بنويس بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ از رسول خدا ٦ شنيدم ميفرمود چون روز قيامت شود و خدا مردم را در يك سرزمين جمع كند خدا فرشتگانى از نور با پرچم و علمهاى نور نزد مؤذنها بفرستد كه با آنها اسبهائيست كه مهارشان از زبرجد سبز و خورجين ترك آنها از مشك ازفر است مؤذنها بر آنها سوار شوند و بر سر پا ايستند و فرشتهها مهارشان را بكشند و آنان بآواز بسيار بلند اذان گويند سپس سخت گريست تا بناله افتادم و گريستم و چون آرام شد گفتم براى چه گريه كنى؟ گفت واى بر تو بيادم آوردى آنچه را از صفى و حبيب خود شنيدم كه ميفرمود بآن كه مرا به راستى مبعوث بنبوت كرده براستى آنها سر پا روى اسب بر مردم بگذرند و گويند
اللَّه اكبر اللَّه اكبر
و چون چنين گويند امتم غوغا كنند.
اسامة بن زيد پرسيد آن غوغا چيست؟ فرمود تسبيح، حمد و لا اله الا اللَّه است چون گويند
اشهد ان لا اله الا اللَّه
امتم گويند، بس او را در دنيا پرستيديم گفته شود راست گويند چون گويند
اشهد ان محمد رسول اللَّه
امتم گويند اينست كه از طرف پروردگار ما به رسالت آمده ما نديده باو معتقد بوديم گويند