ترجمه امالي شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢١١ - مجلس سى و هشتم
گون اصلع كه سر و ريشش سفيد بود و دو جامه يكى سياه و ديگرى سفيد در برداشت برخوردم و گفتم اين كيست؟ گفتند بلال مؤذن رسول خداست ٦ دفترهاى خود را برداشتم و نزدش آمدم و گفتم السلام عليك اى شيخ جوابداد گفتم رحمك اللَّه بدان چه از رسول خدا ٦ شنيدى مرا بازگو گفت چه دانى من كيم؟ گفتم تو بلال مؤذن رسول خدائى، گريست و گريستم تا مردم دور ما جمع شدند و گريه ميكرديم سپس بمن گفت اى پسرك تو اهل كجائى؟ گفتم عراق گفت به به لختى بياسود و گفت بنويس اى برادر عراقى بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ من از رسول خدا شنيدم ميفرمود مؤذنها امين مردمند بر نمازشان و روزهشان و گوشتشان و خونشان از خدا چيزى نخواهند جز بآنها عطا شود و شفاعتى نكنند جز آنكه پذيرفته باشد گفتم بيفزا برايم رحمك اللَّه گفت بنويس بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ از رسول خدا ٦ شنيدم ميفرمود هر كه چهل سال اذان گويد براى خدا روز قيامت با كردار چهل صديق خوش كردار پذيرفته كار محشور گردد، گفتم رحمك اللَّه بيفزا گفت بنويس بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ از رسول خدا ٦ شنيدم ميفرمود هر كه بيست سال اذان گويد خداى عز و جل او را روز قيامت محشور كند و نورى دارد چون نور آسمان دنيا، گفتم بيفزا رحمك اللَّه، گفت بنويس بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ شنيدم رسول خدا ٦ ميفرمود هر كه ده سال اذان گويد خدا او را در بهشت با ابراهيم در گنبد و درجه او سكنى دهد، گفتم بيفزا رحمك اللَّه، گفت بنويس بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ رسول خدا ٦ ميفرمود هر كه يك سال اذان گويد خدا روز قيامت هر چه