ترجمه امالي شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٧٢ - مجلس سى و دوم
(١) چرا ميان شما حاكم و قاضى نيست؟ چون مرافعه و خصومت نداريم.
چرا سلطان نداريد؟ براى آنكه فزون طلب نيستيم.
چرا در زندگى كم و زياد و تفاوت نداريد؟ چون با هم ترحم كنيم و مواساة نمائيم.
چرا نزاع و اختلاف نداريد؟ چون دلهاى ما متحد و با هم بر سر سازشيم.
چرا بهم دشنام ندهيد و ستيزه نكنيد؟ چون تصميم ما بر طبع ما غلبه كرده و خود را اسير حلم و بردبارى ساختيم.
چرا با هم يك قول هستيد و يك روش داريد؟ چون دروغ و فريب ميان ما نيست و از هم بدگوئى نكنيم.
بگوئيد بدانم چرا گدا ميان شما نيست؟ چون ما را بالسويه تقسيم كنيم.
چرا بدخلق و سخت گير ميان شما نيست؟ چون خوى تواضع و فروتنى داريم.
چرا خدا عمر درازتر بشما داده؟ چون بحق عمل كنيم و بحق حكم كنيم.
چرا قحطى ميان شما نيست؟ چون از استغفار غفلت نداريم.
چرا غم نداريد؟ چون خود را آماده بلا ساختيم و خويش تسليت داديم.
چرا آفت بشما نميرسد؟ چون بر غير خدا توكل نداريم و بموسمها و ستارهها طلب باران نكنيم گفت بمن باز گوئيد اى مردم كه پدران خود را هم چنين دريافتيد كه عمل ميكردند؟ گفتند شيوه پدران اين بود كه بمسكين خود ترحم ميكردند و با درويشان همدردى مينمودند و از ستمكار خود ميگذشتند و بهر كه بآنها بد ميكرد احسان ميكردند و براى بدكاران خود استغفار مينمودند و صله رحم ميكردند