ترجمه امالي شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٤٤ - مجلس بيست و نهم
و همانها پسر رسول خدا ٦ را كشتند كه من از رسول خدا ٦ شنيدم ميفرمود اين دو ريحانه منند، يعنى حسن و حسين ٧.
(١) ١٣- محمد بن مسلم گويد از امام صادق از خاتم حسين بن على پرسيدم كه بدست كى افتاد و باو ياد آور شدم كه من شنيدم در ضمن اموال ديگر بغارت رفته فرمود چنين نيست كه گمان بردهاند حسين ٧ بپسرش على بن الحسين وصيت كرد و خاتم خود را در انگشت او نمود و كار امامت را باو را گذاشت چنانچه رسول خدا ٦ با امير المؤمنين كرد و او با حسن نمود و حسن با حسين سپس اين خاتم پس از پدر بپدرم رسيد و از او بمن رسيده و نزد منست و من هر جمعه بدست كنم و در آن نماز كنم محمد بن مسلم گويد روز جمعه نزد او رفتم و نماز ميخواند و چون از نمازش فارغ شد دست بسوى من دراز كرد و در انگشتش خاتمى ديدم كه نقش آن لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ عده للقاء اللَّه بود، فرمود اين خاتم جدم ابى عبد اللَّه الحسين است.
(٢) ١٤- پيغمبر هر سپيده دم بر در خانه على و فاطمه ميايستاد و ميفرمود حمد از آن خداى محسن و نيكوئى كن و فضيلت بخشى كه بنعمت خود اعمال صالحه را تمام كرده سميع است و سامع بحمد خدا و نعمت او و حسن آزمايش او بر ما، پناه برم بخدا از دوزخ پناه برم بخدا از بامداد دوزخ پناه