ترجمه امالي شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٤٠ - مجلس بيست و نهم
سال آمد و نتوانست جلو او را بگيرد تا وارد پيغمبر شد و ام سلمه دنبالش رفت و حسين روى سينه پيغمبر بود و پيغمبر گريه ميكرد و چيزى را در دست خود زير و رو ميكرد پيغمبر فرمود اى ام سلمه اين جبرئيل است كه بمن خبر ميدهد كه اين حسين كشته مىشود و اين خاكى است كه روى آن كشته شود آن را نزد خود نگهدار و چون خون شد حبيبم كشته شده است، ام سلمه گفت يا رسول اللَّه از خدا بخواه كه از او دفع كند، فرمود خواستم و خدا فرمود او را درجهاى باشد كه احدى از مخلوق بدان نرسيده و او را شيعيانى است كه شفاعت كنند و پذيرفته شود و به راستى مهدى از فرزندان او است خوشا بر كسى كه از اولياء حسين باشد و شيعيانش همانا روز قيامت كاميابند.
(١) ٤- كعب الاحبار گويد در كتاب ما است كه مردى از فرزندان محمد كشته مىشود و عرق اسبان يارانش خشك نشده كه ببهشت مىروند و هم آغوش حور العين مىگردند، حسن عبور كرد گفتيم اينست؟ گفت نه حسين عبور كرد گفتيم اينست، گفت همين است.
(٢) ٥- امام صادق فرمود پر گريهها پنجند آدم، يعقوب، يوسف، فاطمه دختر محمد و على بن الحسين ٧ آدم از فراق بهشت گريست تا در گونهاش مانند نهرها پديد شد و يعقوب بر يوسف گريست تا ديدهاش رفت و تا باو گفتند بخدا يوسف را از ياد نبرى تا مانده شوى يا نابود گردى يوسف بر