ترجمه امالي شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٢ - مجلس سوم
بيشتر برادرى مردم در اين روزگار شما در راه دنيا است، بر سر آن با هم دوستى كنند و بر سرا آن باهم دشمنى ورزند و اين نزد خدا براى آنها هيچ فايده ندارد بآن حضرت گفت چطور بدانم كه در راه خداى عز و جل دوستى و دشمنى كردم دوست خدا كيست تا پا او دوستى كنم و دشمنش كيست تا دشمن او باشم رسول خدا «ص» اشاره بعلى «ع» كرد و فرمود اين مرد را مىبينى؟ عرضكرد آرى فرمود دوست او دوست خداست او را دوستدار دشمن او دشمن خداست او را دشمن دار، دوستش را دوست دار گرچه كشنده پدرت باشد و دشمنش را دشمن دار گرچه پدر يا فرزندت باشد.
(١) ٨- امام ششم فرمود من ترحم كنم سه كس را و سزاوار ترحمند عزيزى كه پس از عزت خوار شده توانگرى كه محتاج شده عالمى كه خاندان او و نادانها وى را خوار شمارند.
(٢) ٩- رسول خدا «ص» فرمود شما فرانگيريد مردم را ببخشش مال خود پس فراگيريد آنها را بخوش اخلاقى خود[١].
(٣) ١٠- امير المؤمنين على بن ابى طالب فرمود كه شنيدم رسول خدا «ص» ميفرمود اى على سوگند بدان كه دانه شكافت و جاندار آفريد براستى تو بهترين خليفهاى بعد از من اى على تو وصى من و امام امت منى هر كه تو را فرمانبرد مرا فرمانبرد و هر كه تو را نافرمانى كرد مرا نافرمانى كرده.
______________________________
(١)
متبنى شاعر از اين حديث اقتباس كرده و گفته است خطاب بخود.
|
نه اسبى تو را بهر هديه نه مال |
زبان خوش كن ار خوش ندارى تو حال |
|
[١] متبنى شاعر از اين حديث اقتباس كرده و گفته است خطاب بخود.
\sُ نه اسبى تو را بهر هديه نه مال\z زبان خوش كن ار خوش ندارى تو حال\z\E