ترجمه امالي شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٠٧ - مجلس بيست و سوم
فرمود (١) اى على آواز اول كه شنيدى از جبرئيل بود و دوم از ميكائيل يكى از اين دو مرد را نزد من آور او را پيش داشت و باو فرمود بگو لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ و گواهى ده به رسالت من گفت از جا كندن كوه ابو قبيس بر من آسانتر است از اين اعتراف فرمود يا على او را عقب ببر و گردن بزن سپس فرمود ديگرى را بياور باو هم فرمود بگو لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ و گواهى بده به رسالت من، گفت مرا به رفيعم برسان فرمود اى على او را هم ببر و گردن بزن او را عقب داشت و شمشير برافراشت كه گردن زند جبرئيل نزد پيغمبر آمد و گفت اى محمد «ص» پروردگارت سلام مىرساند و ميفرمايد او را مكش زيرا خوشخلق و با سخاوت است در قوم خود پيغمبر فرمود اى على دست نگهدار كه اين فرستاده پروردگار من خبر مىدهد كه او خوش رفتار و با سخاوتست در قبيله خود آن مشرك گفت اين رسول پروردگار تو است كه چنين خبرى داده؟ فرمود آرى، گفت بخدا من هرگز در برابر برادرم مالك درهمى نبودم و در جنگ عبوس نكردم و گواهم كه نيست معبود حقى جز خدا و تو رسول خدائى پيغمبر فرمود اينست كه حسن خلق و سخاوت او را ببهشت پر نعمت كشاند.
مجلس بيست و سوم
دو شب از شوال گذشته سال ٣٦٧ (٣) ١- امام صادق «ع» از جدش روايت كرده كه چون امير المؤمنين بر گورستان مشرف مىشد