احوال و اقوال شيخ ابوالحسن خرقانى - مينوى، مجتبى - الصفحة ١١٢ - باب اول در سؤال و جواب
نعال بود. و مريد نبود هر كه را ببايد فريفت چنانكه مادر بچّه را فريبد:
كليچه را به روغن درمالد و به وى دهد».
٥٣٦ شيخ گفت «مؤمن را همه جايگاه مسجد بود، و روزش همه آدينه بود، و ماهش همه ماه رمضان بود. هر كجا باشد در زمين چنان زيد كه در مسجد؛ و همه ماهها را چنان حرمت دارد كه ماه رمضان را؛ و در همه روزها چنان نيكوئى كند كه روز آدينه».
٥٣٧ پرسيدند در رقص.
گفت «رقص كار كسى باشد[١] كه پاى بر زمين زند تا ثرى بيند و آستين بر هوا اندازد [تا] عرش بيند و هرچه جزين باشد آب ابو يزيد و جنيد و شبلى برده باشد».
٥٣٨ دانشمندى از شيخ سؤال كرد كه «نصيحت بىخيانت[٢] كدامست؟» گفت «آنكه نصيحت كنى و گردن نيفرازى كه من از ايشان بهترم و طمع دنيا در ميان نيارى».
٥٣٩ پرسيدند كه «عارف كيست؟»
گفت «مثل عارف مثل مرغيست كه از آشيانه رفته بود به طمع طعمه و نيافته [قصد[٣]] آشيانه كرده و ره نيافته در حيرت[٤] مانده و خواهد كه به خانه رود نتواند.»
٥٤٠ پرسيدند كه «هر كرا هستى خداى بر دل غالب آمده باشد نشانى وى چه باشد؟»
[گفت] «از فرق تا قدم وى همه به هستى خداى اقرار كنند، دستش و پايش [و چشمش در] شستن و رفتن و ديدن تا آن بادى كه از بينى وى بيرون آيد گويد كه «اللّه»، چنانكه مجنون، به هر كه برسيدى گفتى «ليلى»،
[١]- در اصل اين كلمه دو بار نوشته شده است.
[٢]- در اصل موريانه خورده و صحّت كلمه مسلّم نيست.
[٣]- در اصل موريانه خورده و صحّت كلمه مسلّم نيست.
[٤]- در اصل موريانه خورده و صحّت كلمه مسلّم نيست.