احوال و اقوال شيخ ابوالحسن خرقانى - مينوى، مجتبى - الصفحة ١٤٩
فهرست فصول و فقرات
١- ملاقات ابو سعيد و قشيرى با ابو الحسن ٢- راه ضلالت و راه هدايت بسته به اراده خداوندست ٣- شيخ احمد به زيارت خرقانى مىرفت در راه گرسنه شد ...
٤- اگر با خضر صحبت يابى يا از هرى به يك شب به مكّه روى ...
٥- بو العباس قصّاب گفت اين بازارك ما با خرقان افتد ٦- اگر خرقانى و محمّد قصّاب برجا مىبودند من شما را به محمّد مىفرستادم ٧- امانت از ميان خلق برخاست، من دوستان ترا دوست مىدارم ٨- ده تن از متأخّران كه انصارى اختيار كرده بود ٩- بو عبد اللّه دونى مست بزيست و مست بمرد، همچنين شبلى ١٠- ابو الحسن خرقانى «الهمد للّه» مىگفت ١١- ابو الحسن خدا را در خربندگى يافت، ١٢- ملاقات سلطان محمود با شيخ ابو الحسن. ف ٤٣ و ٦٤٩ ديده شود ١٢. فوت شيخ ابو الحسن و سنّ او ١٣- قول ابو الحسن خرقانى در باب ابو سعيد: اينجا بشريّت نمانده.
١٤- در ابتدا دو چيز بايست كرد، يكى سفر و يكى استاد بايد گرفت.
١٤. هرچه از عرش تا ثرى هست مرا يك قدم كردند.
١٥- ابو الحسن خرقانى و ابو عبد اللّه داستانى از ابو العباس قصّاب پرسيدند كه اندوه بهتر يا شادى.