احوال و اقوال شيخ ابوالحسن خرقانى - مينوى، مجتبى - الصفحة ١١٦ - باب سيم در احاديث رسول الله
مكنيت؛ و گروهى را به دوستى گرفته است و در زاويه نشانده است و گفته است در من همى نگريت (؟). اى بسيار كسانى بر پشت زمين زنده مىدانيم و ايشان مردگانند، و اى بسيار كسانى كه در شكم زمين مرده مىدانيم و ايشان زندگانند».
٥٥٥ گفت «همه يك بيمارى داريم؛ چون بيمارى يكى بود دارو يكى باشد. جمله بيمارى غفلت داريم بيائيت تا بيدار شويم».
٥٥٦ شيخ گفت «اگر آتشى از تنور تو در جامه تو افتد تو زود كوشى تا بكشى. روا دارى كه آتش كبر و حسد و ريا در دل تو قرار گيرد كه اين آتشى است كه دين ترا بسوزد!»
٥٥٧ شيخ گفت «پيوسته بايد كه از اندام مؤمن يكى به خداوند، جلّ جلاله، مشغول باشد: يا به دل[١] او را ياد مىكند يا بزبان ذكر او همى گويد يا به چشم ديدار[٢] وى مىبيند يا به دست سخاوت مىكند يا به قدم زيارت مردان همى رود و يا؟؟؟ ر[٣] خدمت مؤمنان همى كند و يا از ايمان يقينى همى بدرد و يا از خرد معرفت همى ورزد و يا از كار اخلاص همى ورزد و يا از قيامت حذر مىكند. اين چنين كس من كفيلم كه چون سر از گور بركند كفن كشان مىرود تا به بهشت».
٥٥٨ شيخ گفت «چنانكه وقت ناآمده از تو طاعت نخواست تو نيز روزى فردا كه ناآمده است امروز مخواه باب لب محمّد ماند.
[باب سيّم در احاديث رسول اللّه[٤]]
[١]- بواسطه موريانه خوردگى كلمه روشن نيست.
[٢]- بواسطه موريانه خوردگى كلمه روشن نيست.
[٣]- شايد: به تن؟ يا: به سر
[٤]- باب سيّم كه بر حسب فهرست اوّل كتاب در احاديث رسول اللّه است ساقط شده است.