معرفت قرآنى - معرفت، شيخ محمد هادى - الصفحة ١٤٠ - جايگاه گفتمان خبر تفسيرى
١- روايت، مفهوم واژه را شرح مىدهد، مثلا در روايت كلمه «بغى» را به زناى پنهانى معنا مىكند. (بحرانى، ١٤١٩ ق، ج ٣، ح ٦، ص ١٥٨). اما فرض اين است كه اين روايت، تنها خودش بر معنايى ويژه و انحصارى دلالت دارد، تا جايى كه شنونده در عصر خودش با شگفتى مىگويد: «و الله هذا فتوى هاشميه» به خدا قسم اين فتواى هاشمى است. يا درروايت ديگر از: «غنمّ» معنايى متفاوت از غنيمت جنگى و اعم از آن، يعنى ارباح مكاسب، ارائه مىدهد،[١] در اين صورت، روايت به مثابه قول لغوى مىشود. اگر روايت از لغتى ناظر به معناى مشهور و مورد اتفاق در ميان اهل لغت، سخن مىگفت، يا قرينه يا سياقى شاهد بر صحت آن بود، از موضوع بحث بيرون بود.
٢- اگر جمله آيه، داراى احتمالهاى گوناگونى است و روايت تنها يك احتمال را بيان مىكند و احتمالهاى ديگر را نفى مىكند، يا به صورت انحصارى از معنايى خاص ياد مىكند و شاهدى از كلام و قرينهاى از بيرون كلام هم براين معنا وجود ندارد، در اين صورت، موضوع بحث است.
٣- در روايت قرائتى را ذكر مىكند كه معناى جمله را تغيير مى دهد و اين قرائت به تواتر هم ثابت نشده و در حكم خبر واحد است. به عنوان نمونه اگرچه در آيه ١٠٤ سوره آلعمران «وَ لْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ» كه أُمَّةٌ آمده، در روايت بگويد: قرائت صحيح:
«و لتكن منكم أئمة يدعون إلى الخير»
. (وسائل الشيعه، ج ١٦، ١٢٦) است. البته گاهى در روايت، قرائتى نقل شده كه بيشتر ناظر به تفسير است و قرائن هم به آن كمك مىكند، يا توجيهى وجيه در قرائت وجود دارد، مثلًا در همين قرائت ياد شده، گفته شود، مراد آيه، تحديد آيه است و مسؤوليت امر به معروف تنها درباره عدهاى خاص آمده است، همان طور كه در آيه ١٥٩ سوره اعراف، وَ مِنْ قَوْمِ مُوسى أُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ يَعْدِلُونَ» (اعراف/ ١٥٩) موضوع خاص است؛ وَلم يَقُل عَلى أُمَّةِ موسى ولا عَلَى كُلِ قَومِه (همان). در اين صورت باز هم از محل بحث بيرون مىرود.
[١] . در روايتى آمده است: ليس الخمس الا فى الغنائم خاصة، اما در روايت ديگر غنائم اين گونه تفسير مىشود: و الغنائم و الفوائد- يرحمك الله- فهى الغنيمةُ يَغنِمَها المرء و الفائدة يُفيدها.( حر عاملى، ١٤١٤ ق، ج ٩، باب ٨، ص ٥٠٢ و ٤٨٥).