معرفت قرآنى - معرفت، شيخ محمد هادى - الصفحة ٥٩٢ - مقدمه
(ر. ك: العجلى، ١٤٠٥ ه-. ق، ج ٢، ص ١١٨؛ ذهبى، ١٤١٣ ه- ق، ج ٤، ص ١٥٧؛ ابن حجر، ١٤١٥ ه-. ق، ج ٥، ص ٤٧؛ ابن حجر، ١٤١٥ ه-. ق، ج ١، ص ٦٤٥) به هر حال او زمان پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم در مكه را درك نكرده است كه بتواند از وقايع آن دوران، نقل حديث كند. (عسكرى، ١٤١٨ ه-. ق، ج ٢، ص ٢٥٥)
از نظر محتوايى نيز بايد گفت كه ادامهى روايت، مطالبى را بيان مىدارد كه از شأن پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم به دور است؛ از جمله اينكه ايشان پس از نزول نخستين وحى از سوى جبرئيل، در نبوّت خود شك كرده و در تأييد صدق آن، دست به دامان ورقة بن نوفل و ديگران شده است. اين سخن با شأن نبوت، سازگار نبوده و غير قابل پذيرش است. (ر. ك: قاضى عياض، ١٤٠٩ ه-. ق، ج ٢، ص ١٢٠) صدوق در توحيد، روايتى را در اين باره از امام صادق عليه السلام بيان مىكند مبنى بر اينكه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم از راه توفيق مىدانست كه جبرئيل عليه السلام از جانب خداوند متعال نازل شده است. (صدوق، بيتا، ص ٢٤٢) طبرسى ذيل تفسير آيه دوم از سورهى مدثر مى گويد: «لأن الله تعالى لا يوحي إلى رسوله إلا بالبراهين النيرة و الآيات البينة الدالة على أن ما يوحى إليه إنما هو من الله تعالى فلا يحتاج إلى شيء سواها و لا يفزع و لا يفرق»: خداوند تعالى به رسول خويش وحى نمىكند، مگر با دلايلى روشن و نشانههايى آشكار ودال بر اينكه آنچه به او وحى شده فقط از جانب خداوند تعالى است و [او براى اطمينان خاطر از صدق وحى] به هيچ چيز ديگرى جز آن نياز ندارد و [در اين راه] نمى هراسد و خوف، او را فرا نمىگيرد. (طبرسى، ١٣٧٢ ه-. ش، ج ١٠، ص ٥٧٩- ٥٨٠) براى اطلاعات بيشتر در اين باره: ر. ك: العاملي، ١٤٢٦ ه-. ق، ج ٣، صص ٣٢- ٣٣)
______________________________
(٤) روايت مورد نظر در صحيح بخارى به صورت زير است:
«حدثنا يحيى بن بكير قال حدثنا الليث عن عقيل عن ابن شهاب عن عروه بن الزبير عن عائشه أم المؤمنين أنها قالت أول ما بدئ به رسول الله صلى الله عليه وسلم من الوحي الرؤيا الصالحة في النوم فكان لا يرى رؤيا الا جاءت مثل فلق الصبح ثم حبب إليه الخلاء وكان يخلو بغار حراء فيتحنث فيه وهو التعبد الليالي ذوات العدد قبل أن ينزع إلى أهله ويتزود لذلك ثم يرجع إلى خديجة فيتزود لمثلها حتى جاءه الحق وهو في غار حراء ...»
(بخارى، ١٤٠١ ه-. ق، ج ١، ص ٣)