معرفت قرآنى - معرفت، شيخ محمد هادى - الصفحة ٣٩٥ - ٣ توهم تعارض قرآن با قواعد ادبى
|
فمن يك أمسى بالمدينه رحله |
فإنّى و قيّارٌ بها لغريب |
|
و كلام بشر بن حازم:
|
و إلّا فاعلموا أنا و أنتم |
بغاهٌ ما بقينا فى شقاق |
|
جايز نيست.
بنابراين «الصابئون»- چون قبل از دخول إنّ و بعد از آن مفهوم تفاوت نمىكند- به خاطر عطف به موضع رفع، مرفوع است.
ج- لكِنِ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ مِنْهُمْ وَ الْمُؤْمِنُونَ يُؤْمِنُونَ بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ (نساء/ ١٦٢) در اين آيه شريفه نصب مقيمين- در حالى كه طرفين آن مرفوع است- قطعاً به خاطر مدح و اختصاص است؛ و اين چيزى است كه در لغت شايع است و در كلام خداوند هم نظير دارد، آنجا كه فرمود: وَ الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذا عاهَدُوا وَ الصَّابِرِينَ فِي الْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ حِينَ الْبَأْسِ أُولئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ (بقره/ ١٧٧) سيبويه در باب «ما ينتصب فى التعظيم و المدح» مىگويد: شنيديم بعضى از عربها مىگويند: «الحمدلله ربَّ العالمين» به نصب رب، از يونس در اين مورد سؤال كردم، نظرش اين بود كه اين وجهى صحيح در عربيت است.[١] وى مىگويد: و از اين قبيل است «و المقيمين و الصابرين» كه براى مدح منصوب شدهاند و اين در عربى بابى شايع است. وى در اين مورد به تفصيل سخن گفته است. نظر ابوعبيد نيز همين است و بر اثبات رأى خود شواهدى از شعر عرب اقامه كرده است. (ابن قتيبه، ١٣٩٣ ق، ص ٥٣)
د- فَيَقُولَ رَبِّ لَوْ لا أَخَّرْتَنِي إِلى أَجَلٍ قَرِيبٍ فَأَصَّدَّقَ وَ أَكُنْ مِنَ الصَّالِحِينَ (منافقون/ ١٠)
در اين مورد كه چرا «اكن» با اينكه به «فاصدق» معطوف است، مجزوم آمده است؛ بايد گفت: اين از قبيل عطف بر توهم است كه در زبان شايع است، چنانكه در قول شاعر آمده است:
|
فأبلونى بليّتكم لعلّى |
أُصالِحُكم و استدرج نَوَيّا |
|
كه «استدرج» بر موضع «أُصالِحُكم»- به توهم آنكه قبلش لعلى نباشد- جزم شده است. چون بايد گفت: «فأبلونى بليتكم اصالحكم (به سكون ح) و استدرج» (همان، ص ٥٦) فراء در
[١] . سيبويه آراء يونس را محترم مىداشت و حجت مىدانست.