معرفت قرآنى - معرفت، شيخ محمد هادى - الصفحة ٢٣٧ - غزالى نخستين طرحكننده اين ديدگاه
ذلك؟ و لعمرى، أنّ التدبّر فيه من مصاديق قوله عليه السلام: تفكّر ساعة خير من عبادة ستّين سنة. فإنّه مفتاح مفاتيح المعرفة و أصل أصول فهم الأسرار القرآنيّة.» (امام خمينى، ١٣٧٦، ص ٣٩)
امام خمينى (ره) در تفسير سورهى حمد در كتاب آداب الصلوة خويش در تبيين دو واژهى «رحمن» و «رحيم» بحث مفصلى را در اين زمينه مطرح نموده است. گرچه امام (ره) در ابتدا اين ديدگاه را بر اساس تفسير تشكيكى تبيين مىكنند، اما سخن نهايى ايشان تفسيرى كاملًا عارفانه از نظريهى روح معناست كه بر اساس آن، اطلاق اين الفاظ بر مجردات حقيقت و بر محسوسات مجاز است. (خمينى، ١٣٧٠، ص ٢٥١- ٢٤٨) امام (ره) صفت «تكلم» را نيز همينگونه تبيين مىكند. (همان، ١٣٧٠، ص ٢٥٤) نظر امام (ره) در تبيين حقيقت سمع و بصر نيز همين است. (خمينى، ١٣٧١، ص ٦١٣) ايشان در درسهاى فلسفى خود نيز بنابر گزارش مقرر اين درسها باز هم در تبيين صفت تكلم خداوند از همين ديدگاه سخن مىگويد. (اردبيلى، ١٣٨١، ج ٢، ص ١٤٢- ١٤١) چنانكه در مواضع ديگرى از درسهاى فلسفى نيز باز هم به همين مبنا اشاره مىكند. (اردبيلى، ١٣٨١، ج ٢، ص ٣٤٨- ٣٤٦)
امام (ره) در شرح فقرهى «أللهم إنى اسألك من نورك بأنوره ...» از دعاى سحر مىفرمايد: «إعلم أن من أجل ما يرد على السالك بقدم المعرفه إلى الله من عالم الملكوت ... إنشراح صدره لأرواح المعانى و بطونها و سرالحقائق و مكنونها و انفتاح قلبه لتجريدها عن قشور التعينات و بعثها من قبور الهيئات المظلمات ... و خلاصها من ظلمة التعين إلى نورانية الإرسال.» (خمينى، ١٣٨١، ص ٣٧) ايشان تأويل را هم از همين زاويه مىنگرد. (همان، ص ٣٨- ٣٧) وى سپس دربارهى «نور» مىگويد: وقتى قلب سالك گشايش يافت درمىيابد كه نور منحصر در مصاديق عرفى نيست، بلكه علم نيز نور است و حقيقت نور كه ظهور بالذات و اظهار غير است در علم به طريق اولى تحقق دارد. (همان، ٣٨)
مصطفى خمينى: ايشان با وجود ذوق عرفانى و فلسفى، از مخالفان نظريهى روح معناست. اين شهيد بزرگوار از ديدگاه پدر در اين زمينه ياد مىكند (خمينى، ١٤١٨، ج ٤، ص ٧٨) و در جايى ديگر حتى ايشان را مىستايد كه با بهترين وجوه ممكن از اين ديدگاه دفاع كرده است، (خمينى ١٤١٨، ج ٥، ص ٢٢١) با اينحال، در چندين موضع از تفسير خود با اشاره به اين نظر، آن را نقد مىكند. ايشان در مباحث اصولى خود نيز با اشاره به تصريح حكيم