معرفت قرآنى - معرفت، شيخ محمد هادى - الصفحة ١٨١ - ب - نحوه تأويل آيات قرآن
امام خمينى معتقد است: علوم قرآن يك علوم ديگرى است، ماوراى آنچه ما مىفهميم. ما يك صورتى، يك پردهاى از پردههاى كتاب خدا را مىفهميم و باقيش محتاج به تفسير اهل عصمت است كه معلَّم به تعليمات رسول الله بودهاند. (خمينى، ١٣٧٥، ص ٩٥)
بههرحال درك بواطن قرآن و دريافت لطائف و حقايق آن نياز به طهارت باطنى دارد و از مقوله مفاهيم و مصاديق خارج است. خداوند در اينباره مىفرمايد: لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ (واقعه/ ٧٩) البته مصداق تام مطهرون، اهلبيت عصمت و طهارت و در مرتبه بعد پيروان راستين آنان هستند.
در همين راستا آيتالله جوادى مراتب مفسران را چنين بيان مىكند: مفسران وحى الهى حياتهاى متفاوت دارند؛ برخى حيات مفهومى و ماهوى دارند كه با ابزار علم اليقين مىفهمند و با همان وسيله از چهره آيات قرآنى پرده برمىدارند و مفاهيم ذهنى آنها را به ديگرى منتقل مىكنند. بعضى حيات مصداقى و فردى دارند، اما از منظر عين اليقين؛ اين طائفه هرچند خود مصاديق مفهوم و افراد خارجى ماهيت را مىبينند، ولى آنچه به ديگران بازگو مىنمايند از سنخ مفهوم و ماهيت است نه مصداق و فرد ... حيات قرآنى اين دو طايفه علمى است با اين تمايز كه يكى زنده به علم اليقين است و ديگرى زنده به عين اليقين. حيات بعض ديگر عينى است، يعنى زنده به معلوماند نه علم و اين طايفه گرچه نه پيامبرند و نه امام معصوم عليهم السلام، اما همانطورى كه در متون دينى آمده است:
«فكانما ادرجت النبوه بين جنبيه و ليس بنبيّ»
(كلينى، ١٤٠٥ ق، ج ٢، ص ٦٠٤) اين گروه، عين اليقين سند علم اليقين آنهاست و حق اليقين پشتوانه عين اليقين آنان. (جوادى آملى، ١٣٨٢، ش ١، ص ٢٣)
در عين حال همانطور كه مرحوم معرفت مىفرمايد، تمام آيات داراى بطن نيست. ايشان در اين رابطه مىگويد: درآيه ١٨٣ سوره بقره دلالتى بيشتر از نص بر وجوب روزه نيست و به همين جهت در برخى از روايات با لفظ تنكير از بطن قرآن ياد شده است؛ مانند: «ان للقرآن بطناً» كه افاده شمول نمىكند و از طرفى در برخى از روايات آمده كه تأويل برخى از آيات همانند تنزيل آنهاست و بيش از آن نيازمند به تفسير نيست. بنابراين، حصر در روايت
«ما من القرآن آية الا و لها ظهر و بطن»
حصر اضافى است نه حقيقى. (معرفت، ١٤٣٠، ص ٢٥- ٣٦)
آنچه مسلم است، اين كه فهم بطن و وجوه ديگر قرآن بايد مستند به دليلى روشن باشد و نمىتوان با ذوقيات و حدسيات و احياناً با كشف و شهود، مطلبى را بر قرآن تحميل كرد.