معرفت قرآنى - معرفت، شيخ محمد هادى - الصفحة ١٦٠ - مقدمه
مقدمه
از هنگام نزول آيات قرآن، ضرورت تبيين برخى از آيات احساس مىشد، مانند نحوه عبادت خداوند، موارد زكات در آيه ٢٠ سوره مزمل وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ و موضوعاتى مانند: صفات جمال و جلال الهى، شناخت وجود انسان، اسرار خلقت بشر در زندگى، هدف آفرينش، مبدأ و معاد و ... كه در قرآن كريم به صورت گذرا، در قالب الفاظ و تعابير كنايى و استعارهاى و مجازى و غير آن آمده است و يا حوادث گذشته كه به منظور پند و اندرز به طور اشاره بيان شده است و يا آياتى كه در آن اشاره به عادات و رسوم جاهلى شده است، مانند نسئ و نهى از ورود به خانهها از پشت بام و ...؛ بنابراين خداوند متعال رسول گرامى خود را به عنوان مبين و معلم قرآن، اينگونه معرفى نمود: وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ (نحل/ ٤٤) «و ما قرآن را بر تو فروفرستاديم تا براى مردم روشن سازى آنچه را كه بر آنان نازل شده است و شايد كه آنان تفكر كنند.»
خداوند در دو آيه ديگر تعليم كتاب را بر عهده پيامبر قرار داده است و مىفرمايد: وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ (آلعمران/ ١٦٤ و جمعه/ ٢) كه مراد از كتاب قطعاً قرآن است و «حكمت» را بسيارى سنت دانستهاند.[١] (طوسى، بى تا ج ٣، ص ٣٩) علامه طباطبايى مراد از تعليم كتاب را بيان الفاظ و پرده بردارى از محكمات آن دانسته و تعليم حكمت را معارف حقيقى قرآن مىداند. (طباطبايى، ١٣٩٤ ق، ج ١٩، ص ٢٦٥)
اميرالمؤمنين عليه السلام درباره ضرورت تفسير قرآن چنين فرمود: «همانا قرآن، نوشتهاى است پنهان ميان دو پاره جلد كه به زبان (خاصى) سخن نمىگويد و ناچار براى آن مفسرى لازم است.»[٢] از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در تفسير آيات قرآن رواياتى نقل شده است كه در تفاسير اثَرى موجود است. سيوطى در خاتمه كتاب «الاتقان» بخش قابل ملاحظهاى از آيات قرآن را- كه به وسيله آن حضرت تفسير شده است- ضبط نموده است. (سيوطى، ١٤١١ ق، ج ٢، صص ٣٥١- ٣٢٥)
پس از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم به موجب حديث متواتر ثقلين- كه فريقين آن را نقل كردهاند- امامان معصوم عليهم السلام جانشينان آن حضرت و مبيّن جزئيات و تفاصيل شريعت و معلم الهى قرآن
[١] . براى اطلاعات بيشتر ر. ك: قاسمى، محاسن التأويل، ج ٤، ص ٢٨٤؛ زمخشرى، الكشاف، ج ٤، ص ٥٣٠.
[٢] . هذا القرآن انما خط مستور بين الدفتين لا ينطق بلسان و لا بد له من ترجمان، نهجالبلاغه، خطبه ١٢٥.