توحيد مفضّل - علامه مجلسى - الصفحة ٩٠ - شهوتها و لطف در خلقت آنها
پس تفكّر كن در تدبير اين چهار قوّت كه در بدن و كارهاى آنها براى آن كه بدن به همه محتاج است و آنچه از حكمت و تدبير در آن مرعى شده.
و اگر جاذبه نمىبود، چگونه حركت مىكرد آدمى براى طلب غذا كه قوام بدن به آن است؟
و اگر ماسكه نبود، چگونه طعام در جوف مىماند تا معده آن را هضم كند؟
و اگر هاضمه نمىبود، چگونه غذا طبخ مىيافت تا جدا شود از او آنچه خالص است و غذاى بدن مىشود و بدل آنچه از بدن به تحليل مىرود مىشود؟
و اگر دافعه نمىبود، چگونه دفع مىشد به تدريج ثقل آنچه از هاضمه مانده است.
پس نمىبينى چگونه موكّل گردانيده است حكيم قدير براى تو به صنع لطيف و حسن تقدير خود اين قوّتها را به بدن، و قيام نمودن آنها به آنچه صلاح بدن در آن است، از براى تو مثلى بيان كنم:
به درستى كه بدن به منزله خانه پادشاه است. و او را در اين خانه حشم، و غلامان و نوكران و خادمان هستند، و قوام و مدبّران كه موكلند به مصالح ايشان، يكى از براى رسانيدن ما يحتاج حشم و ملازمان به ايشان، و ديگرى براى قبض آنچه وارد مىشود و ضبط كردن تا هنگام حاجت و ديگرى براى به عمل آوردن آن و مهيا كردن،