توحيد مفضّل - علامه مجلسى - الصفحة ٢٠٧ - خاتمه مجلس سوم
مجلس چهارم: [در مصالح وجود ناملايمات و مصايب]
مفضّل گفت: كه چون بامداد روز چهارم شد، به خدمت مولاى خود شتافتم، چون رخصت دخول و جلوس يافتم به دو زانوى ادب در خدمت امام رفيع النّسب نشستم، پس فرمود كه:
از ما است تحميد و تنزيه و تعظيم و تقديس اسمى كه از همه نامها قديمىتر[١] است، و نورى كه از ساير انوار عظيمتر است، يعنى
[١] مرحوم علامه مجلسى در بيان خود نوشته است: مراد از اسم، مسمى است يا مراد آن اسمى است كه خداوند آشكارش كرده و قبل از اسامى ديگر در لوح ثبت فرموده است و يا مراد، اسمى است ويژه ذات و آن بيشترين و شريفترين اسمها در مقام اعتبار است. بحار، ج ٣، ص ١٤٣.
استاد علامه در تعليقه خود مىنويسد: مقصود از اسم، خود مسمى است ولى نه آن گونه كه مرحوم مجلسى فرمود كه مراد از مسمى ذات مىباشد، بلكه مقصود آن چيزى است كه احاديث باب« اسماء حسنى» بر آن دلالت دارند كه آن اسماء حسنى از مصداقى مناسب خود حكايت دارد و مصداق اسم ذات است- عزّت اسماءه- و نامهاى تلفظ شده در حقيقت اسم اسماند. مرحوم مجلسى اين اخبار را از متشابهات دانسته و لذا در توجيه آنها دچار زحمت شده است و اما دو معناى نخست كه مجلسى فرموده، قطعاً درست نيستند چگونه امام اسم به اين معنى را با صفت« ذِي الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ» توصيف مىكند و سپس« النور الاعظم» را بر آن عطف مىكند.