توحيد مفضّل - علامه مجلسى - الصفحة ١٦٦ - شرح مترجم نسبت به اوضاع ثوابت
[شرح مترجم نسبت به اوضاع ثوابت]
مترجم گويد: كه ظاهر كلام امام عليه السّلام آن است كه غير كواكب هفتگانه[١] سياره كه قمر است و عطارد و زهره و شمس و مريخ و مشترى و زحل حركت خاصه نداشته باشند چنانچه در اول حكما چنين توهّم كرده بودند و به اين سبب آنها را ثوابت ناميدهاند و بعد از آن به ارصاد حركت قليلى يافتهاند و در رصد اخير كه اكنون بناى احكام بر آن است چنان يافتهاند كه فلك ثوابت در هر هفتاد سال يك درجه قطع مىكند، و در بيست و پنج هزار و دويست سال يك دوره تمام مىكند. و آفتاب در سالى يك دوره قطع مىكند، و ماه در ماهى، و زحل در سى سال دورى تمام مىكند، و مشترى در دوازده سال، و مريخ در دو سال الّا يك ماه و نيم[٢]، و زهره و عطارد در قريب به يك سال، پس محتمل است كه بناى اين كلام بر اين باشد كه عرب انتقال بروج را به محاذات كواكبى مىدانستهاند كه صور بروج از آنها منتزع شده و ظاهر آن است كه احتراز از بودن قمر در عقرب كه در تزويج و سفر در احاديث وارد شده نيز مراد محاذات ستارههاى عقرب باشد زيرا كه اصطلاحات منجّمان در آن زمانها متداول نبود و آن در اين زمان بعد از خروج از برج عقرب مىشود.
و محتمل است كه مراد آن باشد كه نسبت آن ستارهها با يك ديگر مختلف نمىشود و اين معنى نيز نزديك به معنى اول است و وجوه
[١] ابو نصر فراهى در بيت زير سيارات معروف به عقيده قدما را جمع كرده و گويد:
\sُ قمر است و عطارد و زهره\z شمس و مريخ و مشترى و زحل\z\E
[٢] ده ماه و نيم.