توحيد مفضّل - علامه مجلسى - الصفحة ١٤٦ - مرغان پا دراز و گردن دراز
نظاير كه نقّاشان بىنظير از كشيدن شبيه آن به قلم تصوير و پرگار تقدير به عجز و تقصير معترفند چگونه از طبع بىشعور و امتزاج اخلاط بدون تقدير مقدّر كلّ مقدور به ظهور مىآيد؟ تَعالَى اللَّهُ عَمَّا يقول الملحدون علّوا كبيراً.
[ساختمان پرهاى طيور]
تأمل كن: پرهاى مرغ را، چگونه به هم بافته و مانند جامهاى رشته و مو با هم تأليف يافته و به آن نحو در هم نشسته كه چون مىكشى اندك اندك گشوده مىشود و از هم جدا نمىشود تا آن كه باد در ميان آنها داخل شود و در هنگام پرواز آن را در ميان هوا نگاه دارد و مىبينى در ميان پر عمود غليظ متينى مقرّر ساخته و اطراف آن را به پرها بافته تا آن كه به صلابتى كه دارد آنها را راست بدارد و باز آن عمود را مجوّف گردانيده كه بر طاير سنگين نباشد و او را مانع از پرواز نگردد.
[مرغان پا دراز و گردن دراز]
اى مفضّل! آيا ديدهاى آن مرغ را كه پاهاى دراز دارد و مىدانى چه منفعت در پاهاى دراز آن هست؟ نفعش آن است كه اكثر اوقات در ميان آب مىباشد و تن آن بر روى آن پاهاى دراز مانند ديدهبانى است كه بر بلندى ايستاده باشد و در كمينگاه جانوران آب است،